امکان وصول به أعلی درجۀ کمال برای جمیع افراد بشر
7آنچه را كه ما از صفات و از خصوصیاتی داریم آمیختهای است از یك جنبه نورانی و روحانی و یك جنبه ظلمانی این دو جنبه همیشه همراه با ما هست گاهی كم میشود گاهی زیاد میشود، یك نماز میخوانیم این جنبه بالا میرود آن جنبه پایین میآید، یا مینشینیم در یك مجلس غیبت میكنیم برعكس آن جنبه بالا میرود و این یكی پایین میآید، این دو جنبه همیشه با ما در حال بالا و پایین شدن و تلورانس است. كی معتدل میشود؟ معتدل شدن به مرتبه اعتدال، نه به مرتبه تساوی یعنی پنجاه پنجاه، آن وقتی كه دیگر شائبهای از نفس، هوی، خود محوریت، حب ذات، خود دیدن و انانیت در وجود انسان نباشد. البته این چیزی نیست كه به این راحتی پیدا بشود، اگر در كسی پیدا شد سلام ما را به او برسانید!
نه، این خبرها نیست، این حرفها نیست، همه ما در تخیلاتیم، همه ما خیال میكنیم برای خدا داریم كار میكنیم، همه ما خیال میكنیم ... ولی اگر ته قضیه را نگاه بكنی میبینی تا سر در لجنزار هوی و هوس و دنیا و خود محوری غرق هستیم و اینقدر غرق و گرفتار هستیم كه جز این چیزی نمیبینیم، جز این احساسی نداریم، وقتی بیایند یك تلنگر به آدم بزنند آن وقت آدم مثل نارنجك میپرد بالا! آنوقت میفهمید چی بوده قضیه، مطلب چیه، فعلا همه ما میگوییم: ما گذشتیم، همه ما میگوییم ما از این مطالب رد شدیم، همه ما میگوییم كارمان برای خدا و فلان است و ...
خوش بود گر محك تجربه آید، كه آمد!!
خوش بود گر محك تجربه آید به میان *** تا سیه روی شود هر كه در او غش باشد بله، هركه در او غش باشد! بله، آن وقتی كه به قول خدا رحمت كند حاج میرزا حبیب عیان گردد
چو در آب افتد این مرغ *** كه مرغابی بود یا ماكیان است همه ما میگوییم شنا بلدیم! چی هستیم، فلانیم، ولی وقتی آدم را در آب میاندازند مرغ باشد میرود پایین، مرغابی باشد میایستد، شنا میكند و خودش را نگه میدارد، توجه كردید! همه میگوییم خدا! من گاهی فكر میكنم و میگویم ما از خدا مظلومتر هیچ كس را سراغ نداریم! چون هر كس هر كاری میكند گردن خدا میاندازد. آن هم از آن بالا دارد نگاه میكند و میگوید: بندازید گردن من عیبی ندارد! هركاری میكنیم میاندازیم گردن خدا: برای خدا بیاید، برای خدا، برای خدا، چه خبر است؟ همه برای خدا! ماشاءاللَه، ماشاءاللَه، همه برای خدا!!

