خدا که ارحم الراحمین است چرا کفار را عقاب میکند؟
11امام رضا علیه السّلام: «سبحان اللَه! فرزندت هشت سالش است و نماز نمیخواند!»
حضرت فرمود: «وای بر تو! بچّهات هشت سالش است و نماز نمیخواند!»1 بچه به سنّ شانزده سال میرسد، نماز نمیخواند؛ چرا؟ برای اینکه در هشت سال نماز نخوانده؛ امّا اگر پدر بچّه را برای نماز خواندن بیدار کرد، بچّه نمازخوان میشود و در سنّ بلوغ خودبهخود نماز میخواند و نمیتواند نماز را ترک کند، چون آشنا شده است. بنابراین گوشمالی دادن بچّه رحمت است.
رحمت دو صورت دارد: محبّت کردن و گوشمالی دادن
رحمت دو صورت و دو شکل دارد: یک شکلش شکلات دادن است، یک شکلش گوشمالی دادن است. بچّه که مریض میشود، رحمت به او چیست؟ اینکه انسان درِ دولابچه2 را ببندد تا بچّه شیرینی نخورد، میوه نخورد، غذاهای معمول و متعارف را نخورد! یک شیری برای او داغ میکند یا یک آبگوشت سادۀ بینمکی، سابقاً یک کاسه فُلوس3 درست میکردند. اینها رحمت بچّه است یا نه؟
حالا بچّهای با خود میتواند بگوید که: عجب پدر جبّار یا مادر ظالمی دارم! افتاده به جان من و کاسۀ فُلوس به من میخوراند؟! اگر ندهد، بچّه میمیرد. امروز هم که بچّه مریض میشود، میبَردش بیمارستان، دکتر میگوید: فوراً باید آپاندیسش را عمل کنی، چاره نیست، و الاّ میترکد و بچّه را میکشد! بچّه را میاندازند زیر دست دکتر و فوراً عملش میکنند. بچّه میتواند بگوید: چرا زجرم میدهند و این کار را میکنند؟ این رحمت است دیگر! اگر پدر یا مادر در اجرای این امر نسبت به بچّۀ خود خودداری کنند، اینها جنایت نکردهاند؟!
پس رحمت دو صورت دارد: ١. غذا دادن، تربیت کردن، محبّت کردن و لبخند زدن؛ ٢. گوشمالی دادن، پسِگردنی زدن، کاسۀ فُلوس دادن، عمل جرّاحی کردن و مادّۀ فساد را بیرون آوردن است. عالَم قرب نیز بر این اساس است.
اگر کسی در بدنش سیاهزخم پیدا شد فوراً باید پیش دکتر ببرند و آن سیاهزخم را بکَنند. اگر چند ساعت بگذرد، آن سیاهزخم تمام بدن را میگیرد و بیست و چهار ساعته انسان را میکشد. حالا انسان نباید بگوید: آقا چرا انگشتم را میبُرند؟ این انگشت، سیاهزخم گرفته و باید بُرید و دور انداخت؛ اگر نبُرید، تمام بدن را میگیرد و میکُشد و هلاک میکند.
- من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ٢٨٠:
«و رُوِیَ عن الحسن بن قارنٍ، أنّهُ قال: سألتُ أباالحسن الرّضا علیه السّلام ـ أو سُئِلَ و أنا أسمَعُ ـ عن الرَّجُلِ یَختِنُ وَلَدَهُ، و هو لا یُصَلّی الیومَ و الیَومَینِ، فَقال: ”و کَم أتیٰ علَی الغُلام؟“ فَقال: ثَمانِیَ سِنینَ. فقال: ”سبحانَ اللهِ! یَترُکُ الصَّلاةَ!“ قالَ: قُلتُ: یُصیبُهُ الوَجَعُ! قال: ”یُصَلّی علیٰ نحوِ ما یَقدِر!“» - کمدهای کوچکی که در گذشته در مکانهای مختلف خانه برای قرار دادن اشیاء مورد نیاز قرار میدادند. (محقّق)
- فلوس یا خرنوب هندی: نوعی گیاه است که از آن در مصارف دارویی استفاده میشود. (محقّق)
- من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ٢٨٠:

