
عقلانیت در منهج اولیاء الهی
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
عقلانیت در منهج اولیاء الهی
توضیحات:
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
عقلانیت در منهج اولیاء الهی
11نه مسلمان، نه مسیحی، عاقل چه میكند؟ راه خدا و راه سلوك هم همین را میگوید. خب چه فرقی كرد باهم؟! یكی است دیگر. همان عمل عقلانی میشود سلوك و همان عملی كه مورد رضای خدا است میشود سلوك. آن نتیجهاش، این هم نتیجهاش. ضرر نكردند آن كسانی كه به مبانی بزرگان عمل كردند و ضرر كردند آنهایی كه مطالب را در افقهای دیگر بردند، در عرصههای دیگر بردند، حقایق را با سیاست قاطی كردند، مسائل را با تخیلات و توهمّات قاطی كردند، حالا مسئله هر جا میرسد باید بیایند جواب بدهند، آقا پس چه شد؟ آقا پس چه شد؟ آقا پس چه شد؟ خب از اوّل نكن عزیز من كه حالا به آقا پس چه شد؟ آقا پس چه شد؟ گرفتار نشوی. كه حالا برو این توجیه، نشد یك توجیه دیگر، آن هم جلویش بسته شد یك توجیه دیگر.
خب از اوّل آدم به حرف بزرگان گوش بدهد «وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا» جایی كه علم نداری و جایی كه یقین نداری پا مگذار و به حرف این و آن گوش مده و از آن مسیری كه برای تو ترسیم شده است، به واسطه وسوسهها و به واسطه تخیلات و امثال ذلك به انحراف مرو.
خب گرچه ما به ده دقیقه و یك ربع قول دادیم ولی ظاهرا تجاوز شد. إن شاء اللَه خداوند دست همه ما را بگیرد و ما را متوجّه موقعیتمان بكند و فهم رسیدن به مطالب را در ما قرار بدهد و راه و روش بزرگان را بیپیرایه و دست نخورده به ما بیاموزد و ما را موفّق كند كه آن مسیر را به همان كیفیت برویم، ره چنان رو كه رهروان رفتند. پدر ما هم خیلی حرفها میشنید، خیلی وسوسهها به گوشش میخورد خیلی از مطالب اینطرف و آنطرف میشنید ولی سرش را انداخت پایین، آن مطلبی را كه فهمید عمل كرد و رفت و آن مطلبی را كه فهمید، ما هم دیدیم كه چارهای نیست جز اینكه فهم را به كار بیاندازیم. به ما هم گفتند: فهمت را بگذار كنار. گفتیم: این یك قلم را دیگر ببخشید، این یكی را نمیتوانیم خلاصه فهممان را كنار بگذاریم. بله در همین تزییلاتی كه بر این رساله اجتهاد و تقلید مرحوم آقا بنده میزدم در یك جایش گفتم كه بگویم اینهایی را كه شنیدیم، باید بگوییم و به گوش همه برسد. مطالب نباید فقط شعار باشد، تا كِی شعار؟ تا كی دستكاری؟
