
عقلانیت در منهج اولیاء الهی
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
عقلانیت در منهج اولیاء الهی
3كردیم و بیشتر از بقیه هم میدانیم، هیچ إبائی هم نسبت به این مطلب نداریم. مطالب معنوی و مراحل معنوی و تقوی، اینها جای خود را دارند كه نه بنده خبر دارم كجا هستم و نه دیگران میتوانند افراد را در معیار و مضمار سنجش قرار بدهند. امّا راجع به روش بزرگان بارها عرض كردم كه بنده اطّلاعاتم از دیگران بیشتر است و هیچ إبائی هم از این مطلب ندارم. منتها خداوند توفیق بدهد كه در این امانت خیانت نكنیم و دست نبریم و از خود اضافه نكنیم، این مهم است، دو روز دنیا میگذرد با مغلطه سر چند نفر را توانستیم شیره بمالیم و گرم كنیم، سر این دو ملكی كه اینجا [در یمین و یسار] هستند را كه نمیتوانیم شیره بمالیم و گول بزنیم؛ پس چرا بیایم بیخود شبهه ایجاد بكنیم؟ آنهایی كه باید بدانند، خوب میدانند من چه میخواهم بگویم! مسئولیت و تعهّدی كه بنده نسبت به این مكتب دارم و این مسئولیت را پدرم بر عهده بنده گذاشته است، نه با این مطالب از آن جادّه و از آن طریقی كه هستیم به بیراهه میرویم و مطالبی را كه نباید بگوییم، میگوییم و نه از آنچه كه به صلاح میدانیم دست برمیداریم. هر دو طرف را ما رعایت میكنیم و باید همه همینطور باشند.
در اینكه بعد از فوت مرحوم آقا انحراف ایجاد شد شكّی نیست و در اینكه عدّهای از مكتب ایشان فاصله گرفتند شكّی نیست، و اینكه نسبت به راه و روش ایشان خیانت شد شكی نیست، بارها هم بنده عرض كردم كه حاضر برای مذاكره هستم ولی تاكنون پاسخی نشنیدم و الآن هم همین را مجدّداً تكرار میكنم: به جای اینكه بیایم و به مطالبی كه موجب تشویش است بپردازیم، بهتر است كه به فكر فردای خودمان باشیم. خیلی از قضایا بود كه بنده در حال نوشتن بودم و بعد خط زدم. خیلی از قضایا بود كه در همین جلسههای عنوان بصری میخواستم بگویم كه اگر رفقا یادشان باشند یك دفعه ساكت میشدم و میرفتم سر یك حرف دیگر خیلی مطالب بود.
