عقلانیت در منهج اولیاء الهی
7عرض كردم خدمت رفقا خدا رحمت كند آن آقای نوری میگفت: یك گوسفندی خریدیم ببریم خانه دیدیم یك چشم ندارد، بردیم گفتیم: آقا این گوسفند یك چشم ندارد. گفت: مگر میخواهی برایت دعای كمیل بخواند، یك مدّتی پیشت هست بعد هم میكشی، سرش را میبری دیگر. حالا شما میخواهی به پزشك مراجعه كنی، میخواهی بروی پشت سرش نماز بخوانی و ازش تقلید كنی؟ نه بابا جان. تشخیصش خوب باشد، متعهّد باشد، تمام شد.
این را میگویند راه صحیح و با شعار خلط نمیشود قضیه با مسائل سیاسی خلط نمیشود بعد میگویند: آقا گفته است مصارف داخلی را كسی نخرد!! من كِی گفتم مصارف داخلی را نخرید؟ بنده گفتم در مقام مقایسه انسان باید در هر ظرفی آن موقعیت و مصداق احسن را انتخاب كند، بنده این را گفتم. اگر جنس داخلی خوب است از استاندارد برخوردار است و میتواند پاسخگو باشد، خب انسان باید داخلی بگیرد، چه اشكالی دارد؟ و اگر جنس داخلی از استاندارد برخوردار نباشد كه خیلیها هم نیست، آن شخص دیوانه است كه برود بگیرد، سفیه است، ابله است. توجه میكنید! آنهایی كه این حرف را میزنند، آیا خودشان هم عمل میكنند یا فقط برای ما حرف میزنند؟
چطور وقتی كه من به پدرم میگویم: آقا اگر این دارو را بخری تأثیرش كم است ولی اگر داروی خارجی را بگیرید گرانتر است. میگویند: بروید داروی خارجی را بگیرید كه تأثیرش بیشتر است. چرا باید قضایا خلط بشود؟ چرا باید مسائل خلط بشود؟ توجه میكنید چرا باید مسائل خلط بشود؟ چرا ما باید به بزرگان تهمت بزنیم ودیدگاه خود را مغرضانه بر آنها تحمیل كنیم؟
وقتی كه ایشان مریض بودند خیلی پیشنهاد به ایشان شد، بنده در بیمارستان پیش ایشان بودم و میگفتند: آقا بروید خارج اینطرف، آنطرف. ایشان میفرمودند: نه، با توجه به اینكه در ایران بیمارستانهای مفید و پزشكان متخصص و مسئول هستند دیگر جایی برای رفتن نیست و درستش هم همین است. برای چه باید بروم؟ در صورتی كه خیلی از افراد بودند كه برای یك ترك پا بلند شدند و به امریكا رفتند. تركی كه یك شكستهبند هم می توانست گچ بگیرد، نیاز به بیمارستان ندارد.

