عقلانیت در منهج اولیاء الهی
11این حرفها چیست؟ این روش، روش عقلانی نیست. این روش، روش زیبنده یك آدم عاقل نیست.
آن كسی كه میگوید باید [منافع تولید] هر مملكتی برای خودش باشد، باید اوّل آن سطح كیفیت را بالا بیاورد از حداقلّ استاندارد برخوردار باشد. امّا وقتی كه من میروم از داروخانه قرص میگیرم میبینم تأثیر ندارد، آیا باز باید دوباره سراغ همان قرص بروم یا نه؟ در مسائلی كه جنبه حیاتی دارد در قضایایی كه باید دقّت بیشتری در آنها بشود، كجا روش بزرگان اینطور بوده كه بیایند به حدّاقل اكتفا كنند؟ بله! اجناس داخلی رونق پیدا بكند مردم به آنها توجّه بكنند، امكانات در اختیار افراد گذاشته بشود، نه امكانات از آنها گرفته شود، امكانات در اختیار افراد گذاشته بشود، به آنها رسیدگی بشود.
مگر سایر جاها چه كار میكنند؟ از پشت كوه كه نیامدیم، مگر سایر جاها چكار میكنند؟ امكانات گذاشته بشود، نسبت به مسائل آنها توجّه بشود، نسبت به حوائج آنها توجّه بشود، نسبت به كنترل كیفیت خیانت نشود، نسبت به مناقصه گذاشتن یا مزایده گذاشتن این وسط زیرمیزی و امثال ذلك مطرح نباشد. اینها درد است. نباشد بله، الآن در تمام جاهای دنیا بخواهید شما نگاه كنید، بهترین افراد همین ایرانیها هستند. در خارج رئیس فلان بیمارستان قلب ایرانی است، رئیس چشم پزشكی ایرانی است، رییس نمیدانم چه ایرانی است، رییس فلان كارخانه ایرانی است، اینطوری كه میگویند این هوش و استعدادی كه در افراد ایرانی هست، در سایر جاها نیست و حقّ مطلب هم شاید همینطور باشد ولی با چه شرایطی؟ با چه شرایطی؟ در چه شرایطی؟ در چه شرایطی؟
بله وقتی انسان به این حد برسد، خود نظر مرحوم آقا رضوان اللَه علیه بر این بود كه تا اجناس داخلی هست انسان نباید سراغ خارجی برود. مطلب درست است و بنده همین را قبول دارم صحبت بنده در آنجایی بوده و هست و خواهد بود كه از نقطه نظر اطمینان و نقطه نظر تضمین و صحّت عمل، آیا این به پای آنها میرسد یا نمیرسد؟ تو كه داری میروی یك ماشین میگیری و چهار پنج نفر سوار ماشینت كردی، در فلان گردنه داری میروی آیا اطمینان داری این ماشین تو را به مقصد میرساند؟! اطمینان داری؟! اگر اطمینان داری بگیر، اطمینان نداری نمیتوانی بگیری باید ماشینی را بگیری كه به آن اطمینان داشته باشی. ماشین كه فقط ماشین در خیابان نیست، ماشینی است كه در زمستان، در برف و یخ میرود، ماشینی است كه در گرمای سوزان تابستان باید با آن حركت كنی، ماشینی است كه بچه شیرخواره را در آن سوار میكنی. وقتی كه بنده یك ماشینی گرفتم كه از تهران حركت كردم برای قم و وقتی به قم رسیدم فقط گفتم كه این بچهها اقلّاً دوتایشان فوت میكنند به واسطه سرمایی كه همه یخ زده بودند، مگر مریضم كه بلند شوم بروم دیگر این را بگیرم؟! (چند سال پیش در زمان خود مرحوم آقا)

