اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک
13مهمان میآمد منزلشان اینطور نبود كه یك میوه بیاورند، خود بنده میرفتم چند نوع میوه میخریدم میآوردم جلوی خود آقا میگذاشتم. در عروسیها و مجالس مختلف اینطور نبوده است. چند نوع میوه به هرقسمی و به هر كیفیتی بود. اگر قرار بر یك نوع میوه بود، خب آنجا هم باید فقط یك نوع باشد. یك همچنین چیزی نبوده است، یك همچنین مسئلهای نبوده است. فقط این قضیه مربوط به جلسات عصر جمعه بود كه در آنجا نظر بر توجّه نفس بوده و نظر ایشان این بوده كه وقتی یك جلسهای برقرار میشود، خب نفس هم دنبال بهانه میگردد كه حواس خودش را به مسائل عادی و جزئی بیاورد، بطوری كه ما از این مسائل و مطالب میدیدم، خب اگر قرار باشد كه مجلس ذكری باشد، بعد میوه و اینها بیاید، نفس از آن حالت توجّه به اینها تمایل پیدا میكند و این هم یك چیز واضحی است، چیزی نیست كه بخواهیم انكار كنیم، حالا بگوییم یك نفر میتواند این مسئله را از خود سلب كند، همه كه اینطور نیستند. لذا این مسئله میآید روی مسائل دیگر كه باید روی آنها یك مقداری دقّت كرد ...
آن مجالس به این كیفیت بود كه یك میوه باشد، خب انسان، هم تغییر ذائقه كرده و یك چیزی تناول كرده و خیلی تفاوتی هم در آن حالش پیدا نمیشود و حتّی خود ایشان هم این اواخرگفتند: فقط چای باشد و این هم علّت دارد، علّت این قضیه هم ما بودیم. رفتیم گفتیم: آقا در این جلسات اصلا برای چه میوه میآورند؟ آقا هم گفتند: بله، اصلا بگویید نیاورند. بله خلاصه خرابكاری از ما بوده، فقط همان چای كفایت است. ببینید حتّی به این اندازه آن حالی كه آمده است، آن توجّهی كه آمده با خوردن میوه از بین نرود. چای خب خیلی مسئلهای نیست، چای هم مثل آب میماند، خب انسان آب میخورد، این آبی كه جلوی شما هست، این تنگ آبی كه هست، انصرافی ایجاد میكند؟ نه، خب چای هم تقریباً همینطور است. امّا اگر بخواهند میوه بیاورند: چه میخواهند بیاورند؟ پرتقال میخواهند بیاورند یا انگور؟ خوب است فلان میوه را بیاورند ... دیگر خراب شد، تا یك همچنین چیزی به ذهن آمد آن توجه و آن حضور قلب دستكاری شد.

