اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک
11میخوردند و بنده تعجّب میكنم از این مسائلی كه میشنوم، امروزه یا سابق كه انسان باید یك میوه بخورد! چه كسی گفته باید یك میوه بخورد؟! چندی پیش یك جایی بود، میدیدم از یك بنده خدایی تعریف میكردند، فوت كرده بود، بنده خدا آدم خوبی بود ولی معلوم نیست كه همه كارهای انسان هم درست باشد، كه فلانی یك میوه فقط در منزلش بود، بیخود! چه كسی گفته؟ چه اشكالی دارد دو میوه باشد، سه میوه باشد، چهار نوع میوه باشد؟ فقط همان یك میوه خلق خدا است؟! بقیه میوهها مخلوق خدا نیستند؟! چه فرقی میكند بین سیب و پرتقال و انگور؟! حالا این زهد است كه یك نفر در یخچالش فقط سیب باشد؟! این زهد است؟! هیچ هم زهد نیست، اسراف خلاف است، اضافه بر مصرف بدن خلاف است، چه یك نوع میوه باشد چه صد نوع، چه فرقی میكند؟! داشتند تعریف میكردند: فلانی هر وقت میرویم خانهاش، فقط یك نوع میوه میگذارد. بیخود! حالا یك شخصی یك نوع میوهای را دوست ندارد. یك میهمان میآید، سیب میگذاریم جلویش، سیب دوست ندارد، میل ندارد، دوست دارد پرتقال باشد، پرتقال بردارد. خب یك پرتقال هم بگیر و بیار. شما كه میخواهی ده هزار تومان خرج كنی، حالا چه فرقی میكند همه این ده هزار تومان را سیب بخری یا ده هزارتومان را سه قسمت كنی، یك قسمت سیب یك قسمت پرتقال یك قسمت هم مثلا انگور باشد یا گلابی؟! هر دو یك قیمت شد. حالا چه فرقی كرد؟! اینطوری كه بهتر است، موادّ بیشتری به بدنت میرسد. اگر قرار به زهد است، این خشكمغزیها و خرمقدّسیها چیست؟ زهد این است كه انسان یك میوه بخورد؟! تو غلط میكنی.
یك نفر بود اسمش را شنیده بودم، این شخص در تابستانها در آفتاب نماز میخواند، در زمستانها هم در سایه، میگفت: ریا میشود! خب احمق آفتاب به سرت میخورد، مریض میشوی. این كه زهد نشد، این كه تقوا نشد، پس خدا سایه را برای چه قرار داده است؟ گرما را برای چه قرار داده است؟ فقط به عنوان اینكه فلانی زاهد است، فلانی زاهد است یك نوع میوه میخورد. نه، ده نوع میوه باشد، اسراف نباید باشد. همانطوری كه سیب میوه خدا است، پرتقال هم میوه خدا است، انگور هم خلق خدا است، گلابی و خربزه و همه چیز مخلوق خدا هستند. به اندازه بخور ده نوع هم بخور هر چیزی به اندازهاش خاصیت خودش را دارد و البته خوب بعضیها میگویند: دو نوع میوه با هم بخوری فلان میشود، كه البته هنوز ثابت نشده است.

