لزوم توجه سالک به زمان حال و عدم توجه به گذشته و آینده
19لذا وقتی شما به حضرت علی اكبر نگاه میكنید، باید به حضرت علی اصغر هم نگاه كنید او یك حضرت علی اكبر است. الآن دیگر او خودش حضرت علی اكبر است، آنموقع حضرت علی اصغر بود. آن زمان، هزار و چهارصد سال پیش كه زمان، زمان شهادت و قضیه عاشورا بود. وقتی كه او به آن دنیا میرود و در تحت تكفّل پدرش آن عوالم معنا را طی میكند، به كجا می رسد؟ به حضرت علی اكبر میرسد! درست شد؟ خب سهمش از این دنیا چهقدر بود؟ شش ماه. او با شش ماه رسید حضرت علی اكبر با آن سی و چند سال رسید. هر دو یكی است. این میشود عدالت، این شد عدالت، هر دو یكی. آن شش ماه، آن یك سال، آن دوسال، آن ده سال، آن بیست سال، آن هفتصد سال.
هر روز بلكه هر ساعت، هر ساعت برای خودش حساب خودش را دارد، این را فراموش نكنید. هیچوقت نگویید فردا، بگویید فردا، امشب را باختهاید. فردا را نگویید پسفردا اگر گفتید: حالا پسفردا میروم انجام میدهم، فردا را دیگر از دست دادهاید. آنچه را هم كه از دست دادیم، دیگر بر نمیگردد. پس فردا برای خودش پرونده خودش را دارد، حساب خودش را دارد و شرایط خودش را دارد. این مسئله مهم است، این مسئله مهم است.
قطاری كه حركت میكند از یك نقطه به نقطه دیگر میرسد، باید همه این خطّ ریل را طی كند، نمیتواند یك نقطه را طی كند یكدفعه یك كیلومتر طفره برود، اینجا پایین بیایید. نه، وقتی حركت میكند این چرخ هر یك متر یك متر را باید طی كند تا به ایستگاه بعد برسد. باز وقتی به ایستگاه بعد رسید باید این یك متر یك متر را طی كند، حالا یا كند یا سریع، تا به ایستگاه بعد برسد. حركت سالك به سوی خدا مثل قطاری میماند كه باید یك متر یك متر طی كند یك متر را طی نكند، این یك متر جایش خالی میماند.

