لزوم توجه سالک به زمان حال و عدم توجه به گذشته و آینده
17منظورم بعضی از آنهاست. آن حالی كه در موقع ملحق شدن به سیدالشهداء علیه السلام برای انسان است، آن حال میبرد و به واسطه حركت در این مسئله در همان جایی كه سلمان فارسی در آنجا نشسته، مینشاند گرچه سنّش پنجاه سال است؛ چرا؟ چون نیتش همان است، فكرش همان است، اهتمامش همان است، برداشتی كه از ولایت دارد همان است، افق معرفتیای كه برایش باز شده در همان نقطه او را میبرد. منتهی هنوز نه، باید جریان عاشورا را بگذرانند. اگر خداوند توفیق بدهد ما مشغول شدیم كه یك مقالهای راجع به عاشورا بنویسم و دوستان و رفقا ما را ملزم و مكلّف كردند كه یك قدر توسعه بدهیم و تبدیل به یك كتابی بشود به نام سیمای عاشورا، اگر خداوند توفیق بدهد شاید بعضی از مسائلی را كه از بزرگان شنیدم در آنجا بیاوریم كه در روز عاشورا چه خبر بوده است.
این سن را برای این، خدا در نظر گرفته و به همان رتبه میرسد. یك سؤال از شما میكنم، یك سوال ساده: حضرت علی اكبر سلام اللَه علیه دارای چه مقامی است؟ اصلا ما میدانیم؟! میدانیم فرزند بزرگ سیدالشهداء علیهالسلام حضرت علی اكبر از امام سجّاد چند سال بزرگتر بودند.
عبارتی كه حضرت راجع به حضرت علی اكبر گفتند، عبارتی است كه در حقّ ائمّه استفاده میشد یعنی تالیتلو امام دیگر، حضرت علی اكبر تالیتلو امام است، فقط امامت را ندارد یعنی همان منصب خاص و تجلّی خاص كه مربوط به چهارده معصوم است و بس، آن را ندارد. غیر از آن در تمام مراتب وجودی و طهارت نفس و قداست سِرّ، حضرت علی اكبر در یك همچنین وضعیتی است.
سنّ حضرت علی اكبر سی و چند سال بوده است، البته روایات در این قضیه مختلف است. بعضیها پایینتر از سی سال حالا در همین حدود؛ حضرت علی اصغر چند سالشان است شش ماه. شش ماه بیشتر نبوده، خیلی خب حضرت علی اكبر با حضرت علی اصغر چه فرقی میكند؟! چه فرقی میكند؟! هر دو فرزند امام علیهالسلام و هر دو هم به شهادت رسیده و هر دو هم با اختیار خود به شهادت رسیدهاند این هم از همان اسرار و رموزی است كه ما شنیدیم هر دو با اختیار خود به این شهادت رسیدند. حالا حضرت علی اصغر بیاید به خدا بگوید كه من چه گناهی كردهام كه من در شش ماهگی باید به شهادت برسم و آن مراتبی كه برای برادر من در سن سی سالگی است نصیب من نشود؟ خب خدا چه جوابی دارد؟! هیچ جوابی.

