لزوم توجه سالک به زمان حال و عدم توجه به گذشته و آینده
15اصلا مگر ما مریضیم كه در این مسائل دخالت كنیم؟! اینقدر ما حقایق دینی و اسلامی و سلوكی داریم! نشستیم امروز زلزله میآید، فردا صاعقه میآید، فرار كنیم، آتشفشان میشود چه میشود با همین چرندیات و لاطائلات و مزخرفات سر مردم را گرم میكنیم و آنها را از كار اساسی میاندازیم. زلزله میآید چیست؟ بلند شو نمازت را بخوان، بلند شو كارت را انجام بده، بلند شو مطالعهات را بكن، دو كلمه فهم به مغزت فرو برود. این حرفها چیست؟ مثل آنها مگر نگفتند، این همه گفتند: دوسال دیگر بشارت است، چهار سال دیگر بشارت است، در سنه فلان و فلان حضرت ظهور میكند! كجا است؟ بیست سال هم گذشته، ده سال هم گذشته هیچ خبری نیست. همه مطالب هم همین است.
البته ما دعا میكنیم برای ظهور، ولی نه اینكه تمام همّ و غمّ خود را بر این قضیه بگذاریم، این تعطیل است. كسی كه میگوید پنج سال دیگر امام زمان ظهور میكند، دست میگذارد روی دست كه برویم پی كارمان. پنج سال دیگر حضرت ظهور میكند، دیگر ما چهكار داریم همه چیز درست میشود. خوب میشود درست میشود؛ این تعطیل نفس است، توقّف است، این توقف از حركت است و این نرسیدن به مقصود است. به هیچ كس گارانتی ندادهاند و هیچ تضمینی اینجا نكردهاند. آنچه را كه هست این است كه این امشب، شب شنبه را به ما دادهاند. فردای روز شنبه را چهكار كنیم؟ این را مسلّم به ما دادهاند، صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق؛ یعنی انسان در آن لحظهای كه برایش هست در همان لحظه آنچه را كه مربوط به فایل همان لحظه است را باید انجام دهد. این است، نه به گذشته كار داشته باشد كه چه كرده، تمام شد، هفته پیش رفت، هفته پیش نماز شب خوانده انفاق كرده، خب چه ربطی به الآن دارد آن برای پرونده خودش است. امشب و فردا آن لحظات وجودی كه برای انسان عارض میشود هم پرونده خاص خودش را دارد.

