
لزوم توجه سالک به زمان حال و عدم توجه به گذشته و آینده
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
لزوم توجه سالک به زمان حال و عدم توجه به گذشته و آینده
توضیحات:
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
لزوم توجه سالک به زمان حال و عدم توجه به گذشته و آینده
8آنچه را كه ما در این مدّت از اینها میشنیدیم و مشاهده میكردیم این بود كه نسبت به امور گذشته اصلا توجّه نداشتند، اصلا! همیشه فرد را روی حال فعلیش و وضعیت فعلیش نگاه میكردند. این ملاك است و این ملاك و مبنا برای راه ماست. همیشه میگفتند: الآن نگاه كنید ببینید ارتباطتان با راه خدا چگونه است. میگفتند: آقا ما نمیدانیم آیا ترقّی كردیم یا نكردیم؟ سابق برای نماز شب بلند میشدیم و میپریدیم، نیازی به ساعت نداشتیم، الآن باید ساعت كوك كنیم.
ایشان میفرمودند: اینها ملاك نیست آن مطلبی كه ملاك است این است كه پایبندیتان به سلوك و مبانی سلوك تا چه اندازه است، این ملاك است. نسبت به آموزههایی كه در این مدّت به شما یاد دادهاند، نسبت به مبانیای كه در این مدت گفتهاند نسبت به قضایایی كه گفتهاند. نه فقط سر سفره دیس پلو و حلوای زعفرانی و خورشت ... نه، نسبت به فراز و نشیبهایی كه در زندگی برای شما پیدا میشود، نسبت به اغماضها و گذشتهایی كه باید انجام بدهید و نمیدهید. نسبت به رحمها و عطوفتهایی كه باید داشته باشید، نسبت به روی خوش داشتن و خود را خلیق نمایاندن و افراد را از خود نرنجاندنها.
البته در جای خود در بعضی موارد مسئله تنبیه و تذكّر و امثال ذلك در جای خود محفوظ است. نه، نسبت به احساس وحدت و همنوعی با زیردستان، با آن افرادی كه مأمور هستند و شما آمر، با آنها چطور برخورد میكنید آیا به عنوان تكلیف عمل میكنید یا به عنوان اینكه من آقا هستم؟ به عنوان تكلیف، كه مكلّف است وظیفهاش را انجام بدهد اگر انجام نداد توبیخ هم میشود. یك وقتی میگوید بكن نكن و اینها چون این من هستم، من رئیس هستم تو باید بروی، این فرق میكند. این مقام تكلیف نیست اینها" من هستم" است! قضیه این است چون من صاحب منزل هستم، بایستی تو الآن بروی این كار را انجام بدهی. نه، صاحب منزل كیست؟ خداست.
