اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی

14٬639
عنوان بصری

فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي‌ فِي‌ الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ

اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی

توضیحات:

فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي‌ فِي‌ الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی

14
  • شعر خوبی است، شاعر می‌گوید:

  • در جوانی پاك بودن شیوه پیغمبری است‌***ورنه هر گبری به پیری می‌شود پرهیزگار
  • حالا آقا بعد از هفت سال یادش افتاده است: ما خیلی كارها نمی‌توانیم انجام بدهیم! همین كه در این حالت هستی كه احساس می‌كنی من گناه نمی‌كنم این بالاترین گناه است. این را چه می‌كنی؟! این را مگر می‌توانی از دست بدهی؟! این را مگر آدم می‌تواند كاری بكند! این‌هاست كه انسان باید با استعدادهایی كه خدا به او داده از این چیزها بگذرد، و الّا مسائل ظاهری كه خیلی برای انسان نسبت به آنچه كه در باطن است، خیلی اهمیت ندارد.

  • آن‌وقت این حالت، این حالت‌ها، باعث می‌شود كه انسان در این حالت راحتی فقط بتواند خدا را مدام بخواند. بتواند مسائل داشته باشد، وقتی افراد باشند، وقتی افراد و اطرافیان و بیا و بروها دور و بر آدم زیادند، نفس كیف می‌كند: به به ببین می‌آیند می‌روند افراد، الحمدلله. شروع می‌كند به لاإله إلّا اللَه . اما وقتی یك نفر رفت، نفس شروع می‌كند لرزیدن. لاإله إلّا اللَه  را كه می‌گوید با شب قبل فرق می‌كند. هی در ذهنش: فلانی چرا رفت؟ از من ناراحت شد؟ بروم ببینم چیست؟ نكند این رفت آن یكی هم می‌خواهد برود!

  • بابا چی شده؟! رفت كه رفت، خانه عمه‌اش كه رفت. خب چرا دیگر موقع لاإله إلّا اللَه  حواست پرت می‌شود؟ چرا دیگر مثل دیشب نمی‌گویی؟ قضیه خیلی دارد دقیق می‌شودها. چرا این حالی كه الآن داری با آن حال فرق می‌كند. خب یكی رفته، به تو چه مربوط است؟ لاإله إلّا اللَه  را بگو، ذكرت را بگو. رفت كه رفت. آمد كه آمد. حالا بعد دوباره یك خبر می‌شنود: نه فلانی گفته: ببخشید آقا! اجازه هست كه ما بیاییم ... هان! دوباره قشنگ شروع می‌كند با حالت خیلی طمأنینه و با حالت خلوص البته خلوص با صاد نه، همان با سین بهتر است! با حالت خلوس! و با حالت طمأنینه خدا را یاد كردن، ذكر گفتن، تمركز كردن، نماز را چه نحوی می‌خواند! می‌بینی! آرام شد. نفس آرام شده. هان برگشت، محكم است، آمدند، آن فردی كه رفته بود آمد، این‌ها همه چیست؟ شیطان است!

/