اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی

14٬639
عنوان بصری

فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي‌ فِي‌ الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ

اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی

توضیحات:

فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي‌ فِي‌ الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی

13
  • من الحمدلله خدا توفیق داده كه نمی‌توانم گناه كنم یعنی چه؟! تو اصلا كه هستی كه نمی‌توانی گناه كنی؟! بعد هم داری به رخ این و آن می‌كشی كه بله، بله من به یك حالتی رسیده‌ام، به یك موقعیتی رسیده‌ام كه در این موقعیت من گناه نمی‌توانم بكنم.

  • گناه چیست؟ از دیوار مردم بالا رفتن است یا استكبار در مقابل حقّ است؟ كدام گناه است؟ چطور روز گذشته كه با آن شیخ كم‌خرد پیش تو آمدیم، یك حرفی زدی من جلویت ایستادم می‌خواستی ما را پاره‌پوره [و تكه‌پاره‌] كنی؟ چون یك كسی در مقابلت یك حرفی زده؟ چون من فرض كن سنّم حالا بیست و چهار پنج سال است و تو سنت هفتاد سال است، به حساب خودت من جوجه دیگر نباید اگر چیزی می‌گویی ما در مقابلت بایستیم؟! چه فرقی می‌كند؟! حرف حرف است، خلاف است بیا جوابش را بده. خلاف است؛ تو داری در اینجا می‌گویی فلان شخص بزرگ در هنگام مرگ، هی به او می‌گفتند یااللَه بگو، او یاعلی می‌گفت. می‌گفت مقام عظمت ربوبی به حدّی است كه من یااللَه نمی‌توانم بگویم، یاعلی می‌گویم.

  • گفتم: او علی را هم نشناخته، و الّا یا علی هم نمی‌توانست بگوید. گفت: نه نه! این طور نیست آقا ... بعد كه فهمید گفت اصلا شما چقدر نسبت به این قضایا شناخت دارید؟

  • گفتم هان! حالا دیگر از مسئله خارج شدیم. حالا دیگر صحبت رفت در مطالب نفسانی. شما چه كسی هستی و شما چقدر معرفت داری، در كار ما نبود. حرف زدیم جواب بده، من می‌گویم: اگر این ولایت را می‌شناخت، ولایت عین توحید است. همان عظمتی كه برای توحید قائلی، همان را باید برای ولایت قائل‌بشوی، پس یاعلی را هم تو نشناخته‌ای، چرا دیگر این در و آن در می‌زنی؟

  • حالا فهمیدید این آدمی كه می‌گوید خداوند توفیق داده من دیگر گناه نمی‌كنم، چقدر در درون خودش متصلّب شده و چه انانیت و فرعونیتی او و نفس او را گرفته است كه در مقابل یك حرفی كه یك جوان بیست و چهار پنج ساله این حرف را می‌گوید، این طور برآشفته می‌شود كه در مقابلش كسی نباید حرف بزند! فردا مرحوم آقا همین جواب را می‌گذارند كف دستش. می‌گویند: تو كه هستی كه تصوّر می‌كنی گناه نمی‌كنی؟! مگر گناه فقط از دیوار بالا رفتن است؟! مگر گناه فقط دزدی كردن است؟! البته حالا كه دیگر اینها هم گناه نیست. مگر گناه فقط دروغ گفتن است؟! البته مثل اینكه این هم منسوخ شده! راست گفتن گناه است. اتفاق می‌افتد دیگر، دزدی غیر گناه می‌شود، غیبت غیر گناه می‌شود. همه اینها عكسش گناه می‌شود؛ امانت گناه می‌شود، صداقت گناه می‌شود، رفاقت گناه می‌شود نه این كه الآن تو در نفست این حال را داری آن هم پیرمرد هفتاد ساله‌ای كه بابا اصلا كاری از تو برنمی‌آید كه بخواهی گناه بكنی یا نكنی! تویی كه اگر بخواهی از نردبان بالا بروی، از همان پله اول با كله می‌افتی، از چه دیواری می‌خواهی بالا بروی؟!

/