اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی
11تا دیروز میدیدیمش، من هفته پیش دیدمش، دیروز دیدمش، آن حالتی كه پیدا میشود، آن حالت فقدان، گرچه انسان جنازه را ندیده، ولی با یك خبر یك حالتی در خودش احساس میكند. آن احساس مهمّ است. حالا كاری به واقعیت و غیر واقعیت نداریم؛ ممكن است اصلا یكی مرده بشود و بعد هم زنده بشود. در بیهوشی و كما رفته باشد. دیده شده افرادی كه دوماه در كما بودهاند، بعد یك دفعه زنده شدهاند. این در واقع همان مرگ است. منتها اراده خدا تعلّق گرفته كه دوباره حیاتی برای او پیدا بشود. مهم آن حالتی است كه برای انسان پیدا میشود. آن مهمّ است. وقتی كه این حالت برای ما پیدا شد: آخ، او هم رفت، همین حالت برای یك شخص دیگر پیدا میشود وقتی خبر فوت ما به او برسد. وقتی خبر فوت ما به او برسد، همین حالت برای او پیدا میشود. پس خودمان را جای او باید بگذاریم. حضرت به آن شخص میفرماید خودت را باید بگذاری جای آن كسی كه واقعا فوت كرده است. چون قضیه هر دو یكی است. و حالا دو روز این طرف و آن طرف شده. ولی واقعیت مسئله این است كه خبر واقعی فوت تو به ما میرسد، حالا یا ما هستیم یا نیستیم بالأخره خبر واقعی میآید؛ پس تو خود را باید میت فرض كنی. حال خدا به تو توفیق داده، دوباره تو را زنده كرده است و حالت حیات مجدّد در تو پیدا شده است.
یعنی شخصی كه رفته در آن دنیا مسائل را دیده و دیده درست است، دیده آنجا مؤمنین با هم هستند، دیده در آنجا افراد گناهكار و متكبّر با هم هستند، عذاب خدا را دیده؛ چون در برزخ و اینها، عذاب و اینها هست، منتها نوعش با عذاب قیامت فرق میكند. آن تجرّد عذاب قیامت بیشتر از عذاب در برزخ است همان طور كه رحمت در برزخ از تجرّد كمتری برخوردار است تا آن رحمت در قیامت. خب این را دیده و رفته در آنجا مراتب را هم دیده، دیده بعضیها خیلی بالا هستند، بعضیها پایین تر هستند، بعضیها پایینتر، بعضیها همینطور پایینتر ...، همه را دیده. واقعا الآن ما نسبت به این مسئله شك داریم؟! جدّاً شك داریم؟! اگر از همه ما بپرسند، میگوییم كه نه این یك واقعیت است. این یك حقیقت است. منتها این حقیقت را به چه نحو به ما بقبولانند كه ما باور كنیم؟ چطوری بقبولانند؟ دیگر با چه زبانی؟ این بزرگان با چه زبانی به ما بقبولانند، با چه زبانی به ما بفهمانند كه ما بپذیریم؟ در حالی كه میدانیم ....

