مراد از احیای مجالس ذکر اهل بیت علیهم السلام
9میگفتند: آقا قرار شد شما از این مطالب نگویید! خیلی جدّی!
مرحوم آقا، مرحوم پدر ما نسبت به مبانیای كه مورد نظرشان بود جدّی بودند. شوخی نمیكردند. از یك طرف بگویند: بله بهتر است اینها گفته نشود ولی اشكال ندارد، و یك خندهای هم بكنند! نه، جدّی بودند.
وقتی یكی آمد پای ایشان را بوسید، چنان با عصا به كمرش زدند، ما گفتیم دو نصف شد! نه اینكه بگویند: آقا چه میكنید ...! چه میكنید ...!
من یك دفعه در صحن حضرت معصومه سلام اللَه علیها نشسته بودم، دیدم یك نفر دارد میآید. معلوم بود مال همین دراویش و اینهاست، از همین طوائف و دراویش و اینها بود. با چشم خودم دیدم وقتی كه به وسط صحن رسید، دو نفر از همان افرادی كه خب جزو پیروان ایشان بودند الآن ایشان دیگر فوت كرده، و الحساب علی اللَه؛ خبر نداریم هر دو افتادند و كفش ایشان را بوسیدند و همینطور شاید حدود بیست ثانیه، سیثانیه همینطور ایشان هم ایستاده بود و نظر میفرمود و عنایت میفرمود و همینطور به همین كیفیت بودند و بلند شدند و رفتند.
درست شد؟ این چه بازیای است؟ چه بازیهایی است؟!
تو جواب خدا را در روز قیامت چه داری بدهی، كه این مسائل را در بین افرادی كه به تو گرایش دارند داری ترویج میكنی؟ حالا اگر كسی پای تو را نبوسد چه از تو كم میشود؟ چه از تو كم میشود؟! حتما برای اینكه مراتب خضوع و خشوع و ارادت را نسبت به سركار فیضآثار مناقب شعار بخواهد نشان بدهد باید كفش حضرت عالی و نعل حضرت عالی را ببوسد؟ حالا اینطوری تو بالا میروی یا بیچاره بدبخت! تو پایین میآیی!
تو میدانی با یك همچنین كاری چه بر سر نفس خودت داری میآوری و چه وزر و وبالی را بر خودت میخری؟ و چهطور خودت را بدون اینكه بفهمی دستخوش حبال و شبكههای فراگیر و دامهایی كه ابلیس برای به دام انداختن ما و شما آنها را به كار میگیرد، گرفتار میكنی؛ خودت هم نمیفهمی!

