مراد از احیای مجالس ذکر اهل بیت علیهم السلام
29اصلا نمیخواهد بیاید! آن وقت همزمان با این نیامدن، میبیند به یك عده دیگر دارد علاقه پیدا میكند. این چرا انجام میشود؟ این قضیه چرا انجام میشود؟ به این فكر كردهاید؟! كه این كه كم شد چرا دارد كم میشود؟ و آن جریان دیگر و اشخاص دیگر، میبیند به آنها دارد تمایل پیدا میكند، گوشی تلفن را برمیدارد: یك تلفن به او بزنم حالش را بپرسم!
چرا این نبوده الآن شده؟! عین این جریان كربلاست! ببینید چهقدر ما یاد اینها را میكنیم؟ چقدر یاد حضرت علی اكبر را میكنیم؟ چقدر یاد حضرت اباالفضل را میكنیم؟ هر قدمش برای ما یك درس است. هر قدم!
واقعا عجیب است، واقعا عجیب است. آدم برود در این كلمات آنها، در آن تاریخ، در این سیره، بیاید نكات را دربیاورد، آن بزنگاهها را دربیاورد. چرا حضرت اباالفضل اینطور بود؟ چرا با برادرش اینطور صحبت میكرد؟ چرا صبر كرد تا سه تا برادرش شهید بشوند و ایستاد و نگاه كرد؟ این چه قضیه ای است؟ این چه اهتمامی است؟ این چه رحمتی است؟ این چه عِرقی است؟ این چه مسئولیتی است؟ این چه مسئولیتی است؟ واقعا عجیب است! واقعا عجیب است! كه هركدام از این برادران حضرت اباالفضل كه شهید میشدند، یك نفس راحت میكشید كه هی عجب! الحمدللّه این هم كارش درست شد. یك نفس راحت میكشید! همهاش در اضطراب است: نكند شیطان بیاید گول بزند! نكند شیطان بیاید یك دفعه وسوسه ایجاد كند!
قضیه چیست؟! میبینید؟! وقتی هر سه تا شهید میشوند، میگوید الحمدللّه! كارشان درست شد، مسئله تمام شد.
اینها چیزهایی است كه باید به آن فكر كرد. شما خیال میكنید قضیه عاشورا یك قضیه ساده است؟ یك دوران برنامه سلوكی در یك داستان عاشورا! هیچكس دیگر نیازی به چیزی ندارد، همینقدر بیاید برنامه امام حسین و رفتار و روش و اصحاب و اینها را یك مطالعه عمیق بكند، یك تأمّل عمیق بكند كافی است! كافی است! نیاز به چیز دیگر ندارد!

