اهمیت و خصوصیات دهه اول ماه ذیالحجة الحرام
9و عجیب است که این مسئله برای خیلیها هست. همین الآن یاد یک قضیهای از مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ افتادم. ایشان میفرمودند که یکی از علمای نجف، از علمای خیلی مبرّز نجف، مردِ وارد، مدرّس، این شخص برایش یک شبهۀ توحیدی پیدا شده بود، و حالا به چه جهت؟ معلوم نیست دیگر. علیکلِّحال یک شبههای از مسائل توحیدی برایش پیدا شده بود و خیلی فکرش را آشفته کرده بود و حتی در نمازها و عباداتش تأثیر گذاشته بود و ایشان را هم کاملا به هم ریخته بود. به کسی هم نمیتواند بگوید! حالا یک شخصی که با ریش سفید و گذشت شصت سال از عمرش بیاید بگوید آقا من تازه کافر شدم! مردم چکارش میکنند؟! میگویند که دستت درد نکند! این همه مدت آنجا بودی چکار کردی؟ حالا داری این مسائل را بیان میکنی؟
فقط تنها مطلبی که به نظرش رسید، این بود که شبهه و شک و تردید را با مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی مطرح کند. این مرد بزرگ و عارف کمنظیر؛ من میدیدم مرحوم آقا وقتی که اسم آخوند ملاحسینقلی میآمد، یک حالی میشوند و کمتر میدیدم که ایشان تغییر حال و تغییر چهره در تذکّر و در یادآوری عرفا داشته باشند؛ معلوم است یک خبرهایی بوده است. من دقّت که میکردم احساس میکردم که خلاصه جریان مرحوم آخوند ملاحسینقلی یک مقداری مثل اینکه با بقیه فرق میکند.
خلاصه ایشان میآید و این قضیه را با مرحوم آخوند مطرح میکند، مرحوم آخوند میگویند اشکالی ندارد، مطلبی نیست؛ فقط چهل روز با من باش و صحبت هم با من نکن، بیا، بیا بنشین در خانه، درس میدهیم، بنشین نگاه کن، غذا میخوریم تو هم با ما غذا بخور، سر سفرهمان بنشین، خلاصه هر جایی که رفتیم با ما باش.
و این شخص در این چهل روز، شبها میرفت در منزل خودش، و صبح میآمد در کنار مرحوم آخوند مینشست، همینطور ساکت! حتی سفر هم که ایشان میرفتند، همان شخص هم با مرحوم آخوند همسفر بود و اصلا صحبت هم نمیکرد و هیچ! همین فقط با ایشان بود.

