اهمیت و خصوصیات دهه اول ماه ذیالحجة الحرام
19آن رحمتی که در تجلّی لاالهالّااللَه بر نفس و در قلب میآید، دیگر برای این جمع و تفریقها چیزی باقی نمیگذارد.
«لا اله الا اللَه عدد الشوک و الشجر»
به اندازۀ خارها و به اندازۀ درختان لاالهالّااللَه
«لا اله الّا اللَه عدد الشعر و الوبر»
به اندازۀ تکتک موی حیوانات و وَبَر: کرک، تجلّی لاالهالّااللَه وجود دارد. عجیب است! عجیب است!
«لا اله الّا اللَه عدد الحجر و المدر»
به اندازۀ سنگهای عالَم، نه تنها زمین، و کلوخها. خدا دیگر چطوری بخواهد خودش را معرفی کند؟ چطوری بگوید من همه چیزم؟ چطوری بگوید من همه جا هستم؟ چطوری آن معنای صرافت خودش را بخواهد همه جا بیان کند؟ دیگر با چه بیانی؟ با چه بیانی؟
به میزان سنگها لاالهالّااللَه ، به میزان کلوخهای در همۀ عالم لاالهالّااللَه، یعنی هر حقیقتی را که دارید میبینید، یک سرِ ربطی به او دارد، و یک سرِ فنای در خود دارد، بدون او فانی است، لاالهالّااللَه، با او باقی است!
با ارتباط به او بقا پیدا میکند و بدون ارتباط به او فنا پیدا میکند. این غیر از همان سریان حقیقت توحید در همۀ اعیان خارجی است؟ غیر از این معناست؟ پس چیست؟ اگر این نیست پس چیست؟!
«لا اله الّا اللَه عدد لمح العیون»
به اندازۀ تمام پلک زدنها، واقعیّت لاالهالّااللَه وجود دارد! این پلکی که داری به هم میزنی ظهور لاالهالّااللَه است، همین پلکی که داری به هم میزنی.
یکی از رفقا و دوستان میگفت وقتی بینالطلوعین ذکر میگفتم، وارد حیاط میشدم میدیدم از برگ برگِ درختان در حیاط، صدای لاالهالّااللَه بلند است!
بفرمایید! این هم چشمبندی است؟ این هم تخیّل است؟ کلام امیرالمؤمنین علیه السلام است:
«لا اله الّا اللَه عدد لمح العیون»؛ به عدد زدنهای پلک چشم، حقیقت و واقعیّت لاالهالّااللَه وجود دارد.
مرحوم آقا نقل میکردند میفرمودند که یک شب نیمۀ شعبانی، یک شخصی بود از دوستانشان، خدا رحمت کند، مرحوم آقاسیدعبداللَه فاطمی شیرازی ـ یک وقتی بیشتر با هم مأنوس بودند، ولی سالهای آخر حیات آن مرحوم، یک قدری ارتباط کمتر شد ـ در نجف بود، شب نیمۀ شعبان، مرحوم آسید جمال گلپایگانی آن مرد بزرگ که یاد و نامش را ایشان در کتابها آوردهاند، میگفتند: من را دید، گفت: فلانی من شب نیمه نمیتوانم بروم زیارتی سیدالشهداء، ـ مردم از همه جا برای زیارت میآیندـ بیا، این پول را بگیر و عوض من برو و زیارت کن و حاجت من را بگیر و بیاور.

