اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت و خصوصیات دهه اول ماه ذی‌الحجة الحرام

14234
عنوان بصری

اهمیت و خصوصیات دهه اول ماه ذی‌الحجة الحرام

19
  • آن رحمتی که در تجلّی لااله‎الّااللَه بر نفس و در قلب می‌آید، دیگر برای این جمع و تفریق‌ها چیزی باقی نمی‌گذارد.

  • «لا اله الا اللَه عدد الشوک و الشجر»

  • به اندازۀ خارها و به اندازۀ درختان لااله‎الّااللَه

  • «لا اله الّا اللَه عدد الشعر و الوبر»

  • به اندازۀ تک‌تک موی حیوانات و وَبَر: کرک، تجلّی لااله‎الّااللَه وجود دارد. عجیب است! عجیب است!

  • «لا اله الّا اللَه عدد الحجر و المدر»

  • به اندازۀ سنگ‌های عالَم، نه تنها زمین، و کلوخ‌ها. خدا دیگر چطوری بخواهد خودش را معرفی کند؟ چطوری بگوید من همه چیزم؟ چطوری بگوید من همه جا هستم؟ چطوری آن معنای صرافت خودش را بخواهد همه جا بیان کند؟ دیگر با چه بیانی؟ با چه بیانی؟

  • به میزان سنگ‌ها لااله‎الّااللَه ، به میزان کلوخ‌های در همۀ عالم لااله‎الّااللَه، یعنی هر حقیقتی را که دارید می‌بینید، یک سرِ ربطی به او دارد، و یک سرِ فنای در خود دارد، بدون او فانی است، لااله‎الّااللَه، با او باقی است!

  • با ارتباط به او بقا پیدا می‌کند و بدون ارتباط به او فنا پیدا می‌کند. این غیر از همان سریان حقیقت توحید در همۀ اعیان خارجی است؟ غیر از این معناست؟ پس چیست؟ اگر این نیست پس چیست؟!

  • «لا اله الّا اللَه عدد لمح العیون»

  • به اندازۀ تمام پلک زدن‌ها، واقعیّت لااله‎الّااللَه وجود دارد! این پلکی که داری به هم می‌زنی ظهور لااله‎الّااللَه است، همین پلکی که داری به هم می‌زنی.

  • یکی از رفقا و دوستان می‌گفت وقتی بین‎الطلوعین ذکر می‌گفتم، وارد حیاط می‌شدم می‌دیدم از برگ ‌برگِ درختان در حیاط، صدای لااله‎الّااللَه بلند است!

  • بفرمایید! این هم چشم‌بندی است؟ این هم تخیّل است؟ کلام امیرالمؤمنین علیه السلام است:

  • «لا اله الّا اللَه عدد لمح العیون»؛ به عدد زدن‌های پلک چشم، حقیقت و واقعیّت لااله‎الّااللَه وجود دارد.

  • مرحوم آقا نقل می‌کردند می‌فرمودند که یک شب نیمۀ شعبانی، یک شخصی بود از دوستانشان، خدا رحمت کند، مرحوم آقاسیدعبداللَه فاطمی شیرازی ـ یک وقتی بیشتر با هم مأنوس بودند، ولی سال‌های آخر حیات آن مرحوم، یک قدری ارتباط کم‌تر شد ـ در نجف بود، شب نیمۀ شعبان، مرحوم آسید جمال گلپایگانی آن مرد بزرگ که یاد و نامش را ایشان در کتاب‌ها آورده‌اند، می‌گفتند: من را دید، گفت: فلانی من شب نیمه نمی‌توانم بروم زیارتی سیدالشهداء، ـ مردم از همه جا برای زیارت می‌آیندـ بیا، این پول را بگیر و عوض من برو و زیارت کن و حاجت من را بگیر و بیاور.