اهمیت و خصوصیات دهه اول ماه ذیالحجة الحرام
10ببینید! همین مصاحبت با یک ولیّ الهی، همین نگاه کردنش، همین دیدنش، همین ادراک حضورش، ادراک وجودش، ادراک این ارتباط چه میکند!
یک وقتی یکی از اشخاص بود که میآمد در مسجد قائم طهران، گاهی مرحوم آقا ایشان را دعوت میکردند، به مناسبتهای مختلف صحبت میکرد؛ و خب در یک وضعیّت خاصّی بود، چون غیر از اشتغال به تبلیغ و مسائل روحانی، یک سری کارهای دیگری هم میکرد، مسائل و اشتغالات حقوقی هم داشت. علی کلّ حال فوت کرده؛ خدا رحمتش کند.
این شخص وقتی که ابتدای ماه رمضان میآمد به یک شکل و شمایل خاصّی بود، چند روز میگذشت، میدیدیم یک مقدار دارد تغییر میکند؛ مثلا لباسش تغییر کرده، چون لباسش اندکی نامتناسب بود. یک مدّتی میگذشت خلاصه محاسنش و امثال ذلک تغییر میکرد، خلاصه وضعش تا روز چهاردهم و پانزده که میرسید، کاملا نرمال و بالانس شده بود و متعادل میشد.
بندۀ خدا یک روز خودش این قضیه را بالای منبر گفت؛ یعنی یک قضیهای پیش آمد که یک شخصی ـ شخص جاهلی بود ـ آمده بود یک حرفهای بیربطی زده بود و مرحوم آقا ناراحت شده بودند و این منبری وقتی که آمد بالا روز بعد از این جریان، شروع کرد از مرحوم آقا گفتن ـ حالا ایشان هم نشستهاند پای منبر و سرخ شدهاند، سرشان را پایین انداختهاند ـ آن منبری هم مرتب گفت و گفت و گفت که شما نمیدانید چه شخصیتی است، خبر ندارید این کیست، نمیدانید، من تمام افراد را دیدهام، با همه صحبت کردهام، با همه رفتهام، این فرد یک چیز دیگر است و اصلا یک حسابی دارد؛ و از جمله اینکه: کسی که در کنار این مرد قرار بگیرد، بخواهد نخواهد عوض میشود! بخواهد نخواهد اگر در کنار او قرار بگیرد، این یک تغییر و تحوّل در او پیدا میشود.
و خودش گفت: من خودم یکی از این افراد هستم! و خوش به حال آنهایی که دور و بر ایشانند!

