توجه به بدن به عنوان مرکب روح در سلوک الی اللَه
13نداشت یك خرده نان برداشت و با سبزی خورد و آن برنج و غذای عادی را نخورد.
من وقتی به حركات و كیفیت حالش نگاه كردم، دیدم كاملا در این مسئله متوغّل است و گیر افتاده، بله و دیگر مسئله ادامه پیدا كرد و بعد از سفره برای همه مشخّص شد مفصّل است جریانش كه تمام اینها بر اساس التذاذ نفسانی دارد تحقّق پیدا میكند، نه بر اساس زهد. زهد یعنی بیتعلّقی و این عین تعلّق است. زهد یعنی بیاعتنایی، و این در اینجا عین اعتناست.
انشاءاللَه در فرصتهای دیگر و در شبهای دیگر به خواست خداوند نسبت به این مسئله و خصوصیات و شواهدی كه میتواند برای انسان ملاك ایجاد كند و انسان بفهمد كه در كجا چه كاری انجام بدهد و چگونه در مسائل با نفس خود معارضه و مبارزه كند و راهش را بر طبق دستور انجام بدهد، صحبت در این زمینه خواهیم كرد.
اما یك نكتهای كه میبایست حتی زودتر از این به آن بپردازیم، آن تأكیدی است كه بزرگان مخصوصا مرحوم آقا رضوان اللَه علیه پس از ماه مبارك رمضان و انقضای ماه رمضان داشتند نسبت به رفتار و حركات و سخنان و كرداری كه یك سالك باید انجام بدهد و طبعاً به واسطه اختلاف و تفاوتی كه بین دو فصل امساك و عدم امساك پیدا میشود، طبعاً حال او هم تغییر خواهد كرد.
مرحوم آقا میفرمودند: سالك در ماه مبارك، یك مراقبه خاصّی دارد، توجّه خاصّی دارد، اوّلا میداند كه ماه ماه رمضان است، ماه نزول بركات خداست و ماهی است كه خداوند دعوت كرده و ضیافت مهمانها را هم خود به عهده گرفته است. این مسئله موجب میشود كه خواهی نخواهی انسان خود را در یك فضای خاصّ از روحانیت و نورانیت قرار بدهد؛ یعنی خود به خود خود را در یك همچنین فضایی احساس میكند كه این ماه ماهی است كه خدا این ماه را قرار داده، پس باید از این ماه استفاده كرد. این ماه ماهی است كه خداوند آن را برای امساك و برای ضیافت قرار داده است، پس باید نتیجه بهتر را برد، ماهی است كه خداوند آن را برای ضیافت مقرّر كرده است، پس باید دقّت و مراقبت بیشتری كرد؛ اینها چیزهایی است كه خواهی نخواهی برای انسان و به خصوص برای سالك در این مسئله پیدا میشود و سالك خب إبنالوقت است.

