اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیّت و آثار روزه در تکامل انسان

14503
عنوان بصری
نسخه عربی

اهمیّت و آثار روزه در تکامل انسان

10
  • لذا می‌فرمودند كه تا انسان احساس می‌كند كه می‌خواهد با یك نفر درگیر بشود، بگذرد، حواسش را یك جای دیگر پرت بكند و برود در یك جای دیگر و مطلب را بگرداند. یا وقتی كه فرض كنید یك نفر می‌آید سراغ انسان و از یك شخصی می‌خواهد بگوید، تا می‌خواهد صحبت بكند، می‌بیند كه هان! دلش دارد یك جور دیگری می‌شود! نفسش دارد یك جور دیگر می‌شود. تا می‌خواهد اینچنین شود بحث را عوض كند: هان راستی فلان جا چه خبر؟ اصلا قضیه را نگذارد كه به ایمجا برسد و نفس درگیر این نكته بشود. این از مسائلی بود كه خیلی ایشان نسبت به این قضیه تأكید داشتند و به خصوص در ماه مبارك كه نسبت به این مسئله بیشتر توجّه می‌دادند.

  • یكی از مطالبی كه در ماه مبارك خیلی باید نسبت به آن توجّه كنیم، دور شدن از توهّمات و خاطره‌هایی است كه در ذهن خود نسبت به افراد برای خود ایجاد می‌كنیم. حالا یا واقعیت دارد یا ندارد. این بودن خاطره در ذهن برای یك روزه‌دار خوب نیست. حالا خاطره خوب نه ها! خاطره خوب كه اشكال ندارد، اما خاطره‌هایی كه انسان تا یاد آنها می‌كند، اخمش در هم می‌رود! حتی تنها هم گرفته نشسته‌ها! با كسی هم صحبت نمی‌كند ولی در ذهن می‌آید. نگذارد این خاطره اصلا در ذهن بیاید؛ بیاید، خراب می‌كند، خراب می‌كند. لذا انسان نباید از اول راه بدهد. كسی بیاید پیش انسان از یك شخصی حرف بزند، غیبتش را بخواهد بكند، حتی بخواهد مطلب صحیحی هم بگوید، راست هم بخواهد بگوید، ولی همین كه در او یك خاطره بد ایجاد شود، خراب می‌كند.

  • مرحوم آقا [علامه طهرانی] می‌ فرمودند اگر كسی غیبت مرا می‌كند، نیاید به من بگوید! خیلی وقت پیش من این را یكی دو سه بار از ایشان شنیدم، در همان زمانی كه در تهران بودند. می‌فرمودند: نیاید به من بگوید، در همان‌جا استغفار بكند؛ چون همین كه می‌آید به من می‌گوید آقا ما غیبت شما را كردیم و حالا غیبت را بگوید یا نگوید، همین كه می‌خواهد این را بگوید، چه می‌شود؟ یك خاطره از این در ذهن من می‌رود؛ خب حالا این چه گفت؟ به كه گفت؟ در چه زمینه‌هایی گفت؟ می‌بینید! آدم كه نمی‌ایستد كه! دائم شروع می‌كند این مسئله را در ذهن حلاجی كردن، خیلی اتفاق افتاده. من هم اتفاقا این استدعا را رفقا دارم، البته رفقا كه اهل این حرف‌ها نیستند! حالا اگر جایی شنیدند كسی راجع به ما حرفی زده است، به من نیاید بگوید! ما نیاز به شنیدن این مطالب نداریم، اصلا و ابداً! یا عیب و نقص در ما هست، كه خب چیز خاصی نیست كه حالا انسان بخواهد از عیب و نقصی كه در او هست فرار كند، از خدا می‌خواهیم كه اصلاح كند؛ یا نیست، و اگر نیست چرا ذهنش را انسان بیاید مشغول كند و درگیر كند نسبت به آن چیزی كه حالا نبوده و گفته‌اند؟ آن حالت ذهنی بین انسان و بین افراد چرا خراب بشود و از بین برود؟ خب حالا غیبت كرده كه كرده دیگر!