خلوص و ربا و ملاک های تشخیص آن
16میفرماید: انسان ممکن است در رختخوابش در نصف شب خوابیده باشد و یک یا اللَه بگوید ولی خالص نباشد، ممکن است هزار کار خوب بکند ولی نفسش به او جلوه داده، نفس میگوید بلندشو برو مکّه و طوری هم در ذهن انسان میآورد و میپروراند و انسان هیچ نمیتواند درک کند! نفس میآید به انسان میگوید که: این پولی که میخواهی بروی مکّه، مکّه نرو، برو بده به فلان فقیر و کسی هم نفهمد! این به جای مکه. و این هم میرود این کار را میکند و خیال میکند که دیگر آن سنگ را شکسته؛ دیگر همین است، این فهم اوست ... ! و این در یک عجب و خود پسندی وارد میشود و میگوید: من یک کاری کردم که هیچ کس نفهمید، پولی که باید بروم مکّه، دادم به فقیر! یعنی در نفس خودش ها! یعنی [این کار را] حضرت محمّد نکرد، حضرت سجّاد نکرد، اینها همه مکّه میرفتند ولی من این کار را کردم، خودش هم نمیفهمد؛ اینها آن مکرهایی است که نفس با انسان میکند و خود انسان درک نمیکند! انسان ممکن است نماز بخواند، امر به معروف کند، نهی از منکر کند، خطبه بخواند، هزار کار بکند ولی در آن ریا باشد. ریا یعنی دوست دارم که مردم این عمل را بپسندند، از اینکه مردم بپسندند خوشمان میآید و از اینکه نپسندند بدمان میآید؛ چون نفس هنوز باقی است، و تا باقی است هر خوشایندی که پیدا میکند مال نفس است و هر ناراحتی که پیدا میکند مال نفس است؛ این میشود ریا!
سُمعه: یعنی صیت و آواز؛ کار میکند برای اینکه آواز آن زیاد بشود، آوازه بپیچد، مردم ما را دوست داشته باشند، مردم ما را به بزرگی و عظمت یاد کنند، نام ما در تاریخ بماند، نام ما در زمرۀ مصنّفین و مؤلّفین بماند؛ اینها همه سمعه است دیگر!
کارهایی که من میکنم برای خود فروشی و تکبّر و استکبار نباشد؛ تمام کارهایی که میکنم، چه در ساعات روز، چه در ساعات شب، کارهایی که انسان در ساعات روز میکند خُب کارهای مشهور است دیگر و کارهای معلوم است، کارهایی که در شب میکند کارهای مخفی است، کاری که در شب میکند فی آناء اللّیل، در ساعتهای ظلمانی که هیچ کس خبر ندارد؛ آن هم کارهایی را که میخواهد به خدا متقرّب شود ها، نه معصیت، نه دزدی، نه گناه! آن کارهایی که میخواهد به خدا متقرّب بشود، آن عبادتها و آن مناجات، میگوید: خدایا همه را خالصاً لوجه قرار بده! آن مناجاتم، آن عبادتم برای تقویّت نفس نباشد که بفهمم که یک علم لدُنّی پیدا کردم و با آن علم لدنّی بیفتم به جان مردم و إعمال کنم، و روز به روز عجب و خودپسندی من زیادتر بشود؛ این کارها را با من نکن!

