اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین خلوص و ریا و ملاک‌های تشخیص آنها

0

سر رشتۀ‌ اختلاف خواست‌های افراد از اختلاف در جنبه‌های نفسی آنها. ملاک تشخیص خلوص در عمل. بیان حقیقت دنیا. ولایت: یعنی سرسپردگی. دعای من، دعای بندگان صالح توست!. هرچه اخلاص لطیف‌تر، وسوسۀ شیطان هم لطیف‌تر!. زندگی گوارا زندگی بدون خوف و حزن است. لذّات این عالم صرفاً جهت انصرا ف ذهن از خوف و حزن. اشکال مصنّف به دیدگاه خیّام و بیان طریق ولایت. حقیقت عیش گوارا در اشعار مولانا. تا انسان به مقام ولایت نرسیده نباید تمنّای مرگ کند!. حقیقت حیات طیّبه از امیرالمؤمنین علیه السّلام در بیان معنای زهد. درخواست امام سجّاد، یاد و رحمت خاصّ پروردگار. بیان معنای ریا و سُمعه، و بودن آنها از مکرهای نفس. ضایع نشدن عمل هیچ عاملی از جانب خداوند. فرق خشوع و خضوع. جواب پیغمبر به جبرئیل و تفاوت آن حضرت با حضرت سلیمان.

تبیین خلوص و ریا و ملاک‌های تشخیص آنها

7
  • ﴿أَلَآ إِنَّ أَوۡلِيَآءَ ٱللَهِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾.1

  • «آگاه باشید که ولی خدا،‌اولیاء خدا، آنها خوف و حزن ندارند!»

  • چون آنها اراده و اختیار خودشان را به دست خدا دادند، خدا مدبّر آنهاست، و از جزئیّت به کلّیت پیوستند، وجودشان سعه پیدا کرده؛ چیزی از آنها گرفته بشود، خدا گرفته، و داده بشود، خدا داده! نه ترس دارند که یک امر ناگواری بر آنها وارد بشود، نه غصّه دارند از آن امر ناگواری که بر آنها وارد شده است؛ چون همه را فعل خدا می‌بینند دیگر، هیچ از خود چیزی ندارند هیچ! و تا هنگامی که انسان اختیار خود را به اختیار خدا نسپارد، این مشحون ترس و حزن است و لو اینکه بهترین عیش‌ها برای او منظور باشد و در بهترین تفریحات و عیش‌هایی که ما فوق تصوّر مردم عادّی است زندگی کند، ولیکن در کمون دلش خاطراتی از حزن و خوف إلی ماشاءاللَه وجود دارد. و لذا می‌گویند این افرادی که در دنیا خود را به لذّتی مشغول می‌کنند، برای اینکه آن خوف و حزن را در مواقع موقّت از ذهنشان بیرون کنند و می‌خواهند برای خودشان یک انصرافی حاصل کنند، چون انسان که دل به خدا نداده و اختیار خودش را به‌دست خدا نسپرده است، هزاران امر ناگواری که احتمال می‌دهد در پیش دارد و هرکدام از آنها کافی است که وجود او را متزلزل کند و خاطرات او را دگرگون کند، و تمام چیزهایی که در گذشته از دستش رفته، برای هر یک از آنها یک ماتم سرایی در وجودش برپاست، و دائماً دارد غصّه می‌خورد: چه چیزی از دست من رفت، رفت، رفت، رفت، و فردای من چه نشود، نشود، نشود!

  • لذّات این عالم صرفاً جهت انصرا ف ذهن از خوف و حزن

  • و اگر هم ذهن خودش را متوجّه آن غصّه نکنند، آن غصّه در دلش هست، این حزن و خوف آمیخته با جان و روانشان است، و لذا لذّت‌هایی که پیدا می‌کنند، این لذّت‌ها برای انصراف است، برای اینکه یک لحظه از آن خوف و حزن منصرف بشوند؛ برای همین جهت است. تا آن لذّت از بین رفت، آن خوف و حزن به جای خودش است همان‌طور که برای انسان پیش آمده و ثبت شده است.

    1. سوره یونس (١٠) آیه ٦٢.