اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک
11از سایر مطالب، و آنچه را كه بزرگان در صددش هستند، مسائل دیگر حتی مسائل نكاح و ازدواج و غیره را هم در بر میگیرد. مسائل مسكن هم همینطور است، كیفیت لباس و پوشاك و هم به همین كیفیت است؛ سایر مسائل هم، همه در همین راستا قرار میگیرد. منتها خب در اینجا قضیه، قضیه تغذیه هست و بقیه مطالب هم در همین جا هست؛ البته احتمال دارد راجع به آنها هم صحبتی بشود.
بنابراین، آنچه كه مهم است برای سالك، این است كه در كیفیت غذا، ببیند برای او صلاح چیست؟ آیا گرسنگی به صلاح اوست، یا سیر بودن به صلاح اوست؟ یا اینكه نه، مابین اینها در اینجا باید ملاحظه بشود؟ خود انسان باید شرائط خودش را در نظر بگیرد و موقعیت خودش را باید به دست بیاورد. همانطوری كه امام علیه السلام میفرمایند كه زیاده بر میزان اشتها غذا خوردن موجب حماقت است، یعنی وقتی كه انسان زائد بر میزانی كه معده او تقاضا میكند غذا بخورد، آن احساس ثقلی را كه میكند، طبیعتا نفس و روح، با او درگیر میشود؛ یك درگیری فیزیكی و متافیزیكی در اینجا حاصل میشود؛ چون از یك طرف نفس و روح نسبت به این مسئله درگیر بدن است.
تا وقتی كه انسان زنده است، نفس و روحش با بدنش درگیر است؛ وقتی از دنیا برود این درگیری قطع میشود؛ بدن برای خودش میافتد و روح نفس هم در جای خودش قرار میگیرد. یعنی در همان جایی كه بوده است. ولی وقتی كه این بدن در قید حیات هست، خواهی نخواهی نفس با آن درگیر است، یك مقداری از توانش صرف این بدن میشود. سر درد بگیرد، نفس درگیر در سردرد میشود؛ دل درد بگیرد، درگیر در دلدرد میشود، قلب درد بگیرد، درگیر در آن میشود. هركدام از اعضاء بدن كه مورد آسیب قرار بگیرد، خواهی نخواهی نفس نسبت به او توجه پیدا میكند. این توجه نفس نسبت به آن مورد، او را از آن توان كم میكند و پایین میآورد؛ چون درگیری دارد. وقتی درگیری داشته باشد، نمیتواند آن حركت خودش را داشته باشد، آن ارتكاز و توجه را طبعاً نمیتواند داشته باشد، یك مقداری صرف این مسئله میشود. لذا در اینجا، این قضیه هست كه وقتی انسان اضافه بر آن مقداری كه احساس نیاز میكند، غذا بخورد، آن درگیری كه نفس با معده و با جهاز هاضمه پیدا میكند، موجب میشود كه از توان فكری او كم بشود.

