
إشراف عینی اولیاء الهی بر مصالح و مفاسد
إشراف عینی اولیاء الهی بر مصالح و مفاسد
33ارتباطاتی كه فقط این ارتباطات وقت تلف كردن است، و ضرورتی ندارد. حالا طرف از خانهاش بیرون آمده است، میگوید: حالا یك ساعتی وقت داریم تا برویم سر مغازه، كجا برویم؟ میرویم به فلانی سر میزنیم و پیش او هستیم تا بعد موقعش بشود برویم مغازه، برویم اداره. یا اینكه فرض كنید كه فلانجا میخواهیم برویم كار داریم، حالا شلوغ است، بگذاریم تا وقتی كه خلوت شد برویم. اینها همه ملاقاتهای بیفایده و بی نتیجه است. پشتش هدفی نیست، غرضی نیست، قصدی نیست، وقت تلف كردن است؛ خب مگر انسان وقتش را باید برای اینطور مسائل بگذارد؟ مگر باید وقتش را برای این ملاقاتها بگذارد؟ برای افرادی كه عادی زندگی میكنند این كارها اشكال ندارد، مسئلهای نیست، یك ساعت، دو ساعت بنشینند، حرف بزنند، اما آن كسی كه درد دارد، آن كسی كه حساب و كتاب دارد، آن باید به مطالب مهمتر فكر كند، باید متوجّه این قضیه باشد كه هر ملاقاتی به همین راحتی نمیگذرد، یك اثری میگذارد، یك اثری در نفس میگذارد، حالا بیا و آن اثر را درست كن، حالا بیا و آن اثر را از بین ببر؛ حال انسان تغییر پیدا میكند، بیخود كه نمیگویند: عزلت.
عزلت به معنای گوشهگیری و رها كردن نیست، بلكه عزلت به معنای تصحیح روابط است، نه گوشهگیری. انسان روابط خود را تصحیح كند، از زوائد بزند، نه از ضروریات. از زوائد بزند. همینطور در ارتباط رفیق با رفیق باید این مسائل ملاحظه بشود و ارتباطات هدفمند باشد و همینطور به در هر حال بودن نباید بگذرد.
ذكری به دوام.
ذكر یعنی انسان در حال توجّه باشد، حالا چه اینكه ذكری بگوید یا نگوید. همیشه خدا را حاضر و ناظر ببیند. هیچوقت حضور خدا را فراموش نكند. اگر یك شخصی در منزل باشد، انسان چقدر حواسش جمع است؟ چقدر متذكّر است؟ یك مقداری هم به خدا بها بدهد. ما نمیگوییم آنطور صد در صد، یك مقداری بها بدهد. یك مقداری خدا را هم در این مسائل دخالت بدهد، به دوام! این مسائل باید به دوام باشد؛ نه فقط ذكری به دوام بلكه صمت به دوام، جوع به دوام، سهر به دوام، عزلت به دوام، و همینطور ذكر به دوام. باید اینها دوام داشته باشند، و مقطعی نباشند كه یك روز آدم بگوید، دو روز دیگر یادش برود، سه روز انجام بدهد بعد چند روز یادش برود؛ اگر اینطور باشد فایدهای ندارد.
