عدم امکان توصیف مقام و مرتبه اولیاء الهی
1أعوذ باللَه من الشّيطان الرّجيم
بسم اللَه الرّحمن الرّحيم
الحمدلله ربّ العالمين
وصلّى اللَه على سيّدنا أبىالقاسم محمّد
وعلى آله الطّيبين الطّاهرين، و اللّعنة على أعدائهم أجمعين
در عرائض گذشته و صحبتهای قبل، خدمت رفقا عرض كردیم كه بیشتر اشكالی كه بر حجّیت فعل ولی خدا وارد میشود، ناشی از عدم فهم صحیح مرتبه ولی است و ناشی از این است كه ما تصوّر میكنیم ولی الهی فردی مثل خود ما است، همانطوری كه ما صحبت میكنیم، میگوییم، میخندیم، غذا میخوریم، میخوابیم، استراحت میكنیم؛ كار و كسب و تجارت و علم و سایر اشتغالاتی به آنها میپردازیم، او هم همین كارها را انجام میدهد، منتها حالا یك درجه بالاتر، یك خرده بهتر، یك قدری فهمش بیشتر؛ دیگر بیش از این مقدار را ما نسبت به ولی خدا تصوّر نداریم؛ یعنی در حیطه تصوّر ما نمیگنجد.
یك طفل دبستانی كه كلاس اوّل میخواهد برود، از علم و ادراك و فهم چه میزان نصیب دارد؟ خیلی هنر داشته باشد، یك جمع و تفریق، یك سه چهارتا دوازدهتا، دو دو تا چهار تایی را، آن هم بعد از یك مدّتی میتواند انجام بدهد. حالا شما چه یك فردی كه چند كلاس بیشتر درس نخوانده را به عنوان مدرّس برای او بیاورید یا اینكه یك فردی كه تمام مراتب علمی را طی كرده، و الآن چند تخصّص علمی دارد، چند تخصص آكادمیك دارد را بیاورید، این طفل به همان دید نگاه میكند؛ یكی است! برای او فرقی نمیكند؛ او فقط دو دو تا چهارتا را میتواند از زبان او بفهمد و تشخیص میدهد، حالا در مقابلش هركس هست باشد. دیدگاه و معرفت ما نسبت به ولی الهی هم همین است. یعنی ما همان طفل دبستانی هستیم كه تازه به سر كلاس رفتهایم، نگاه به شمایل مرحوم آقا میكنیم و میگوییم: به به عجب آدم خوبی است! به، چه مرتبهای دارد!
خب، حالا بگو ببینم چه مرتبهای دارد؟ در جواب همینطور میمانیم! صاف میمانیم!

