
عدم امکان توصیف مقام و مرتبه اولیاء الهی
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق
عدم امکان توصیف مقام و مرتبه اولیاء الهی
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق
عدم امکان توصیف مقام و مرتبه اولیاء الهی
5یعنی قضیه چیست؟ امام علیه السلام میفرماید پیامبر از نقطه نظر عجز ما از توصیف او، مثل عجز ما از توصیف خدا میماند! ما میتوانیم خدا را توصیف كنیم؟! ما میتوانیم خدا را وصف كنیم؟! أجلّ و أعزّ و أعلی از این است كه به وصف دیگران درآید، و خدا رسول خود را از زبان خود توصیف میكند؛ دیگران نمیتوانند توصیف كنند. خب مگر رسول خدا چه داشت كه نمیتوانیم ما توصیفش كنیم؟ خب اگر از نظر ظاهر است كه این پیغمبر غذا میخورد، میخوابد، استراحت میكند، راه میرود، در اجتماع حركت میكند، نماز میخواند، روزه میگیرد، خب خودمان اینها را داریم میبینیم دیگر. روزه روزه است دیگر! غذا نخوردن است و فرض كنید كه بخار و دود غلیظ به حلق نرساندن و همین مسائل دیگر! مگر چیزی غیر از این داریم؟ یا اینكه اگر عبادت است، خب دارد عبادت میكند، خب ما هم داریم عبادت میكنیم! ما هم داریم عبادت میكنیم. در شبهای ماه مبارك، نمیدانم پارسال یا پیرارسال بود، یك چند شبی، خدمت رفقا راجع به كیفیت نماز اولیاء الهی مطالبی عرض كردم، كه ما وقتی میگوییم: إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ قصد حكایت میكنیم كه خب البته این عباراتی است كه تخصصی است و مربوط به اهل علم و اهل فضل است اما قصد انشاء نمیتوانیم بكنیم. یا اینكه مثلًا وقتی كه میگوییم: قُلْ هُوَ اللَه أَحَدٌ باید جنبه حكایی این مسئله را مدّ نظر قرار بدهیم. خدا به پیغمبرش میگوید: بگو هُوَ اللَه أَحَدٌ؛ ما هم میگوییم! خیلی كار كردیم! خیلی هنر كردیم! خدا به پیغمبرش میگوید: هُوَ اللَه أَحَدٌ، خدا به پیغمبرش میگوید اللَه الصَّمَدُ! خدا به پیغمبرش میگوید: لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ* وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ، خب ما هم باید بگوییم دیگر! ما هم همین را میگوییم!
این شد نماز؟ یعنی واقعا به این میگویند نماز؟ وقتی كه ما میگوییم اللَه أكبر، نیتمان این است كه خدا به پیغمبرش گفته است: بگو هُوَ اللَه أَحَدٌ؟! اصلًا در چه قالبی ما میتوانیم این نماز را بگنجانیم و چه تعبیریمیتوانیم از این نماز بیاوریم؟ اصلا در این صورت، شما میتوانید با خدا ارتباط برقرار كنید؟ خدا به پیغمبرش گفته، خب به من چه مربوط است؟ خدا به پیغمبرش گفته: قُلْ هُوَ اللَه أَحَدٌ! قُلْ یعنی بگو دیگر! قل یعنی بگو، این قل خطاب به كیست؟ خطاب به پیغمبر است دیگر؛ حالا ما هم میگوییم كه خب خدا به ما كه نگفته: قُلْ هُوَ اللَه أَحَدٌ! به پیغمبر گفته! ما هم به همان حساب كه به پیغمبر گفته، ما هم میگوییم: خدایا چون به پیغمبر گفتی ما هم همان را میگوییم! خب اینگونه كه دیگر با خدا ارتباط برقرار نكردیم! در اینجا فقط جنبه حكایی مورد نظر است. مثل اینكه فرض كنید شما یك مطلبی را كه مربوط به شخصی هست، نقل كنید؛ ناقل باشید برای یك فرد دیگر بیان میكنید؛ خب به شما چه مربوط است؟ شما كه مخاطب نیستید! یك مطلبی است مربوط به یك نفر دیگر، ما هم ناقلیم، میرویم و فقط پیغامرسانیم، پیغام میرسانیم: آقا! فلانی راجع به شما این حرف را زده است.
