عدم امکان توصیف مقام و مرتبه اولیاء الهی
7میتوانیم از این نماز بیاوریم؟ اصلا در این صورت، شما میتوانید با خدا ارتباط برقرار كنید؟ خدا به پیغمبرش گفته، خب به من چه مربوط است؟ خدا به پیغمبرش گفته: قُلْ هُوَ اللَه أَحَدٌ! قُلْ یعنی بگو دیگر! قل یعنی بگو، این قل خطاب به كیست؟ خطاب به پیغمبر است دیگر؛ حالا ما هم میگوییم كه خب خدا به ما كه نگفته: قُلْ هُوَ اللَه أَحَدٌ! به پیغمبر گفته! ما هم به همان حساب كه به پیغمبر گفته، ما هم میگوییم: خدایا چون به پیغمبر گفتی ما هم همان را میگوییم! خب اینگونه كه دیگر با خدا ارتباط برقرار نكردیم! در اینجا فقط جنبه حكایی مورد نظر است. مثل اینكه فرض كنید شما یك مطلبی را كه مربوط به شخصی هست، نقل كنید؛ ناقل باشید برای یك فرد دیگر بیان میكنید؛ خب به شما چه مربوط است؟ شما كه مخاطب نیستید! یك مطلبی است مربوط به یك نفر دیگر، ما هم ناقلیم، میرویم و فقط پیغامرسانیم، پیغام میرسانیم: آقا! فلانی راجع به شما این حرف را زده است.
خب خیلی ممنون، دست شما درد نكند كه پیغام را به ما رساندید و شما در اینجا أمانت را رعایت كردید. خب پس خودت چه میشود؟!
هیچ! من فقط پیغام را رساندم! خداحافظ شما!
نمازی كه ما به مردم میگوییم بخوان، این نماز است. آقایان! خدا به پیغمبر گفته كه بگو هُوَ اللَه أَحَدٌ، شما هم بگویید: قُلْ هُوَ اللَه أَحَدٌ و آن نمازی كه یك عارفِ باللَه و بأمر اللَه إلهی میخواند و وقتی میگوید: قُلْ هُوَ اللَه أَحَدٌ متصل به جنبه هوهویت پروردگار میشود، مندكّ در او میشود.
بین این دو نماز، به قول عوامانه: خدا وكیلی بین این دو نماز چقدر تفاوت است؟ چقدر تفاوت است؟ تفاوت از فرش تا عرش است. نمازی كه ما به مردم میگوییم بخوانید، این نماز مال این فرش است، همین كه من دارم دست میزنم؛ این از اینجا بالاتر نمیآید، یك سانت هم بالا نمیآید. آن نمازی كه یك عارف الهی دارد میخواند، آن نماز، نماز عرش است. این یك مثال خیلی جزئی و خیلی مثال قابل لمس بود. وقتی كه مرحوم آقا میفرمودند: «آقای حدّاد كه به نماز میایستاد، دیگر در وجود خودش نبود». این یعنی چه؟ یعنی دیگر در وجود خودش نبود. دیگر احساسی نداشت، دیگر توجّهی نداشت، دیگر به اینكه در كنارش چه میگذرد، حالا یكی دارد میگذرد، یكی نشسته است، یكی خوابیده است را اصلًا نمیفهمید! وقتی ایشان به نماز میایستاد، دیگر اصلًا متوجه نمیشد الآن در كنارش یكی دارد حركت میكند. این نماز، با آن نمازی كه جنبه حكائی را میگوید، وقتی كه میگوید: إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ خب واقعا كه نمیگوید! خب اگر بگوید دروغ است. واقعا كه ما خدا را عبادت نمیكنیم. حالا كه اگر ما بگوییم دروغ است، پس میگوییم: خدایا! همانطوری كه تو به پیغمبرت گفتی: بگو إِيَّاكَ نَعْبُدُ، ما هم آنطور میگوییم، حكایت میكنیم؛ اصلا ارتباط به ما ندارد، اصلا این به ما

