اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم امکان توصیف مقام و مرتبه اولیاء الهی

14442
عنوان بصری
نسخه عربی

عدم امکان توصیف مقام و مرتبه اولیاء الهی

5
  •  اینكه حضرت در اینجا می‌فرمایند، اشاره به همان مطلبی باشد كه: اصلًا در یك موقفی قرار دارند این اولیاء الهی، كه قابل درك نیست. یك روایتی است الآن یادم آمد از امام هادی علیه السلام به فتح بن یزید جرجانی، در یك مسیری كه در خدمت آن حضرت بود، ظاهراً از مكّه برمی‌گشتند، از حجّ برمی‌گشتند، یا در راه حج بودند؛ كه امام علیه السلام به فتح می‌فرماید: «خداوند أعلی و أجل از این است كه به وصف آید، و قابل توصیف نیست، و خودِ او می‌تواند خود را توصیف كند و غیر او نمی‌تواند؛ سُبْحانَ اللَه عَمَّا يَصِفُونَ‌1؛ هیچ كس نمی‌تواند او را توصیف كند. همین‌طور، رسول او و پیامبر او هم، أعلی و أجلّ از این است كه به وصف درآید.»

  •  یعنی قضیه چیست؟ امام علیه السلام می‌فرماید پیامبر از نقطه نظر عجز ما از توصیف او، مثل عجز ما از توصیف خدا می‌ماند! ما می‌توانیم خدا را توصیف كنیم؟! ما می‌توانیم خدا را وصف كنیم؟! أجلّ و أعزّ و أعلی از این است كه به وصف دیگران درآید، و خدا رسول خود را از زبان خود توصیف می‌كند؛ دیگران نمی‌توانند توصیف كنند. خب مگر رسول خدا چه داشت كه نمی‌توانیم ما توصیفش كنیم؟ خب اگر از نظر ظاهر است كه این پیغمبر غذا می‌خورد، می‌خوابد، استراحت می‌كند، راه می‌رود، در اجتماع حركت می‌كند، نماز می‌خواند، روزه می‌گیرد، خب خودمان اینها را داریم می‌بینیم دیگر. روزه روزه است دیگر! غذا نخوردن است و فرض كنید كه بخار و دود غلیظ به حلق نرساندن و همین مسائل دیگر! مگر چیزی غیر از این داریم؟ یا اینكه اگر عبادت است، خب دارد عبادت می‌كند، خب ما هم داریم عبادت می‌كنیم! ما هم داریم عبادت می‌كنیم. در شب‌های ماه مبارك، نمی‌دانم پارسال یا پیرارسال بود، یك چند شبی، خدمت رفقا راجع به كیفیت نماز اولیاء الهی مطالبی عرض كردم، كه ما وقتی می‌گوییم: إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ‌ قصد حكایت می‌كنیم كه خب البته این عباراتی است كه تخصصی است و مربوط به اهل علم و اهل فضل است اما قصد انشاء نمی‌توانیم بكنیم. یا اینكه مثلًا وقتی كه می‌گوییم: قُلْ هُوَ اللَه أَحَدٌ باید جنبه حكایی این مسئله را مدّ نظر قرار بدهیم. خدا به پیغمبرش می‌گوید: بگو هُوَ اللَه أَحَدٌ؛ ما هم می‌گوییم! خیلی كار كردیم! خیلی هنر كردیم! خدا به پیغمبرش می‌گوید: هُوَ اللَه أَحَدٌ، خدا به پیغمبرش می‌گوید اللَه الصَّمَدُ! خدا به پیغمبرش می‌گوید: لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ* وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ، خب ما هم باید بگوییم دیگر! ما هم همین را می‌گوییم!

    1. سوره الصّافات (٣٧) آيه ١٥٩.