
اولیاء الهی مظهر تام اسماء کلیه الهی
اولیاء الهی مظهر تام اسماء کلیه الهی
33چراغ هم خاموش، فاتخذوه جملا! إنّ اللیل قد غشیكم فاتخذوه و جملا، بلند شوید بروید، شما مُردگان، از خیمه زندگان بروید بیرون.
پس آیه كه میگوید و لاتلقوا بأیدیكم إلی التهلكه این ارتباطی به امام حسین علیه السلام ندارد، ارتباطی به امام صادق ندارد، این مربوط به همین هلاكتهای ظاهری است. وقتی تو میآیی در خیمه امام حسین، دیگر در آنجا هلاكت نیست، آنجا احیاء است. وقتی تو میآیی در منزل امام صادق علیه السلام، دیگر در آن جا هلاكت نیست، آنجا احیاء است. وقتی تو در دامن خضر قرار میگیری، آنجا هلاكت نیست، إحیاء است. پس خضر، آن غلام را إحیاء كرد، توجه كردید؟ نه اینكه آن غلام را هلاك كرد!
حضرت ابراهیم، اسماعیل را احیاء كرد و خودش را هم احیاء كرد. و إذ ابتلی ابراهیم ربّه بكلمات فأتمّهنّ قال إنّی جاعلك للناس إماماً؛ الآن احیاء شدی! تا حالا هنوز كار داشت، فأتمّهنّ، امتحانات را تمام كرد، وقتی امتحانات را تمام كرد، آخرین امتحان چه بود؟ قطع تعلق از بقایای وجود، چون وجود فرزند، وجود باقی است. وقتی كه انسان از فرزند میگذرد، یعنی از وجود خودش دارد میگذرد، قضیه حضرت اسماعیل آخرین امتحان بود. فأتمّهن قال فإنّی جاعلك للناس إماما. پس حضرت ابراهیم در اینجا نه از طرف خدا امر به هلاكت شد، نه خودش امری كه به اسماعیل كرد، امر به هلاكت بود. امری كه از طرف خدا بود امر به حیات بود و إحیاء، و هم امر خودش به اسماعیل امر حیات و إحیاء بود. ببینید! ورق برگشت! تمام دستورات ائمه همه همینطور است. همه اینها احیاء است، پس با كدام آیه قرآن منافات دارد؟ حالا آیات دیگر هم در این زمینه هست كه نسبت به انطباق فعل امام بر كتاب كه ما هم فعل امام را بر كتاب منطبق میكنیم، منتها با یك منظر دیگر، و با یك دید دیگر؛
پس بنده كی گفتم كه فعل ولی را نباید بر قرآن منطبق كنیم؟ آنچه كه بنده گفتم، این است كه از دیدگاه علم ظاهر، و از دیدگاه فهم ظاهر، اگر شما بخواهید بگویید كه فعل امام علیه السلام را بر قرآن نباید منطبق كرد، باید فعل ولی را منطبق كرد، بنده میگویم فعل امام علیه السلام را هم باید منطبق كرد؛ چون كه با فهم قرآن منافات پیدا میكند.
