
اولیاء الهی مظهر تام اسماء کلیه الهی
اولیاء الهی مظهر تام اسماء کلیه الهی
31منطبق بر شرع نیست و گوش نمیدهد، پس با ولی خدا چه فرقی كرد؟ این كه هر دویش یكی شد. شما هم همینطور هستید، حرفی كه شما میزنید، یا منطبق بر شرع است، رفیقتان عمل میكند یا منطبق بر شرع نیست، خب گوش نمیكند، پس بین یك رفیق و یك ولی خدا چه فرقی كرد؟ فرقی نمیكند!
درست شد؟ اینها همه ناشی از نفهمی و جهالت است و این كه انسان از مبانی اطلاع ندارد.
البته همانطوری كه عرض كردم، فعل امام را هم ما باید به كتاب عرضه بداریم، منتها همانطوری كه گفتم، به كدام آیه؟ اگر آیه وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ است، ممكن است برای انسان شبهه پیدا بشود. ولی در جلسه بعد عرض میكنیم كه اصلا این آیه دلالتی بر این مطلب ندارد و همانطوری كه فعل ولی الهی باید به كتاب عرضه بشود، فعل امام هم باید به كتاب عرضه بشود؛ منتها كدام آیه؟ و چه برداشتی از كتاب و سنت نسبت به فعل امام برای انسان پیدا میشود كه انسان با آن بینش دیگر مطالب برای او هضم میشود؟ پس وقتی امام صادق علیه السلام به آن شخص خراسانی میفرمایند: وارد در تنور بشو، او نمیتواند بگوید كه و لا تلقوا بأیدیكم إلی التهلكة، در آیه قرآن داریم! چرا؟ چون كلامی كه از امام صادق علیه السلام صادر بشود، دیگر امر به هلاكت نیست! آن كلام، امر به إحیاء است! نه امر به إماته، ما اماته میپنداریم.
اگر آن فرد خراسانی میرفت داخل در تنور، إحیاء میشد، زنده میشد، الآن مرده است، گرچه یمشی بین الأحیاء، الآن این شخص میت است؛ گرچه دارد نفس میكشد، الآن این شخص بیروح است، گرچه دارد با این چشمش میبیند، إنّها لا تعمی الأبصار، بل تعمی القلوب التی فی الصدور. آن عماء واقعی، آن كوری واقعی، آن موت واقعی، آن بدون روح واقعی، الآن برای این است، امام صادق علیه السلام میخواهد او را احیاء كند، منتها آن احیاء با ظرف حلوا و با برنج زعفرانی نمیشود، آن احیاء با رفتن در تنور میشود.
