
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
45همینطور وقتی یك ولی خدا میگوید شما الآن روزهات را در وسط روز باید افطار كنی.
مثل اینكه امام علیه السلام بگوید، رفتن به تنور مهمتر است یا حكم به افطار؟ شما الآن باید افطار كنید، باید افطار كنید. خود امام صادق این كار را میكرد، خودِ حضرت، منصور دوانقی حكم به عید كرده بود، روزِ رمضان را عید كرده بود كه افراد هم بیایند و بار عام و امثال ذلك. دعوت كرد حضرت را كه بیایند. حضرت رفتند آنجا، یا بن رسول اللَه شیرینی و باقلوا گذاشته بودند، بفرمایید! حضرت در روز سیام ماه رمضان در حال روزه شروع كردند از آنها خوردن. افرادی كه آنجا بودند: یابن رسول اللَه مگر شما روزه نبودید؟ مگر نگفتید ... حضرت فرمودند: بله، من روزه بودم، امروز روز آخر ماه بود.
چرا خوردید؟
حضرت این را فرمودند: لأن أفطر یوماً و أصوم یوماً خیر من أن یستحلّ دمی.
اگر یك روز را افطار كنم، و روز دیگری را روزه بگیرم، بهتر است تا اینكه خونم ریخته بشود. خب مورد چیست؟ مورد تقیه است. حالا حضرت بگویند نه خیر، بنده امروز را روزه میگیرم و هیچ هم دست به اینها نمیزنم، هركاری هم دلت میخواهد بكن.
نه! خدا گفته در مورد تقیه باید انسان عمل مطابق با اراده را انجام بدهد. آن كه روز سیام را واجب كرده، همان آمده گفته خودت را نگه دار، حفظ كن، خودت را در مورد تقیه نگه دار، احكام تقیه برای انسان آورده، ما برای كه روزه میگیریم؟ برای خدا. خب خدا هم میگوید من الآن این را برای تو میخواهم. مگر تو كاسه داغتر از آشی؟
نه خدایا بیخود كردی من این را میخواهم!
میگوید تو بیخود كردی! اگر قرار بر این است كه برای من روزه بگیری، خب من میگویم امروز را روزه نگیر. باید تازه خوشحال هم بشوی، خیلی خب یك روز هم به نفعمان! تازه غر غر هم به ما میكنی؟ من روزه را به تو واجب كردم، غر غرش را داری به من میزنی؟ من بر تو این را واجب كردم، همین من، من من، منِ خدا، همین من میگویم الان روزه را بخور، منصور دوانقی است، میكشد: بَه! شما دارید بر علیه نظام حرف میزنید؟! شما دارید بر علیه مصلحت اجتماعی ...؟ منِ منصور دوانقی امروز آمدهام اعلام برای عید كردهام، پس تو فتنهگری، پس تو مخلّی، پس تو محاربی، پس بنابراین سرت باید برود بالای دار ...! بیخود و بیجهت! بیخودِ بیخود! حضرت به ما یاد میدهند. تعلیم میدهند، خودشان هم انجام میدهند، نمیآیند در اینجا مثلا فرض كنید كه با یك عبارتهای نامناسبی خودشان را نگه دارند و مقابله كنند، مقابله ندارد. وقتی طرف زور دارد ... امام هم كه دستور به اعمال ولایت ندارد، بچه امام موسی بن جعفر، نوه امام صادق، امام رضا شیر را از در پرده در آورد انداخت به جان آن و تكه تكه كرد و خورد و اثرش هم نماند، چرا امام صادق اینجا شیر نیاورد برای آن منصور؟ چون هرجایی كه نمیشود این كار را كرد، جا دارد، خودِ امام میداند در كجا
