
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
39آن شخصی كه برایش این قضیه پیش آمده بود، من نسبت به آقا یك همچنین بیادبیهایی از او مشاهده میكردم و گفتم كه مثل اینكه كارش در آمده. گذشت تا مدتی ایشان یك دستور به او دادند وقتی دستور دادند، رو كرد به ایشان و گفت كه آقا خودش هم اهل علم بود حالا اجتهاد و غیر اجتهادش را نمیدانم. البته بعید است مجتهد نبود، نه گفت آقا این دستوری كه شما به من دادید این خلاف شرع نیست؟!
ببینید! تا گفت این خلاف شرع نیست، شك در حرمت برایش پیدا شد. ایشان تا این را شنیدند، گفتند انجام ندهید! انجام بدهی عمل خلاف شرع انجام دادهای الآن. ببینید! تا شك پیدا شد، نكن!
تو الان میخواهی كاری كه در ذهنت شبهه حرمت دارد انجام بدهی، به چه حسابی؟ كی گفته؟ شما عملی كه توجه كنید مطلب خیلی دقیق شد ها! شما میخواهی عملی را انجام بدهی قربتاً الی اللَه در حالی كه در دلت شبهه خلاف شرع است، یعنی شبهه حرمت است؟ این چطور با تقرب إلی اللَه جور در میآید؟ این چطور با نزدیكی و سلوك جور در میآید؟ این چطور با اطاعت و عبادت جور در میآید؟ تا شبهه پیدا شد گفتند مبادا قدمی برداری!
خب این شبهه پیدا شد و شروع شد، شروع شد، تا دیگر عملًا شروع كرد به مسخره كردن و طعنه زدن به مرحوم آقا و در مجالس این و آن گفتن و دیگر خب كارش هم در آمد و فوت كرد. حالا دیگر خدا هرچه میخواهد با او انجام بدهد. البته عرض كردم كه او مقدمه قبلی هم داشت. بیخود برای انسان این شكها پیدا نمیشود، ریشه دارد، بیخود برای انسان این شبهات پیدا نمیشود، این شبهات، این شكها، چیزهایی است كه باید خیلی بهش رسید، و باید بهش توجه كرد.
خب اگر این طور باشد، پس بنابراین نه مقلد دیگر میتواند در اینجا به آن كلام ولی الهی عمل كند، یعنی مقلد غیر خودِ شخص ولی، و نه مجتهد، هیچ كدام. مقلد میگوید فتوای مرجع من با كلام شما در تعارض است پس حجیت ندارد، مجتهد هم كه میگوید من این را كلام شرعی نمیدانم.
