اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع

14797
عنوان بصری

انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع

37
  •  این اقتدای به او را از دست بدهد، و نه این‌كه تسلیم او می‌شود! اگر تسلیم او بشود، خب می‌ایستد نماز می‌خواند، می‌گوید من تقلید را از آقا سید ابوالحسن می‌كنم، ولی نماز را هم پشت سر شما می‌خوانم. این؟؟؟ و؟؟؟ می‌شود كه. این كه یك بام و دو هوا می‌شود.

  •  پس اگر انسان در صحت كلام ولی شك بكند، این شك منجر می‌شود به عدم اطاعت از ولی. پس الآن سلوك زیر سؤال رفت، اصلا ما سلوك نداریم! چون مقلد برایش شك پیدا شده، در چه صورت شك پیدا می‌شود؟ شك نسبت به یك مرجعی كه خودش دارد. اگر مرجعش این ولی باشد، خب شك برایش پیدا نمی‌شود. اما اگر مرجع دیگری داشته باشد و از او تقلید كند، در این جا اگر بخواهد از مرحوم قاضی تقلید كند، نمازش باطل است چون مرجع او می‌گوید نماز الآن باطل است. اگر بخواهد از مرجع خودش تقلید بكند، متابعت از استاد را از دست داده. پس بنابراین اطاعت از استاد، مربوط می‌شود به مواردی كه بین استاد و بین آن مرجع اختلاف نباشد!! خب خاله من هم می‌تواند همچنین احكامی بدهد! هر وقت حرف آن خاله با حرف ولی خدا موافق بود، از او اطاعت می‌كنم، هر وقتی كه مخالف بود اطاعت نمی‌كنم! پس بین خاله بنده و بین ولی خدا چه فرقی كرد؟ چه فرقی كرد؟ بین این همسایه و بین ولی خدا چه فرقی می‌كند؟ هر وقت موافق بود: سمعاً و طاعتاً! می‌گوید عجب آدم خوبی است! هر وقت هم مخالف بود: نه حرف شما با آن مرجع من مخالف است نمی‌توانم گوش بدهم! پس بین یك ولی و بین افراد عادی چه فرقی شد؟ هیچ! همه یكی شدند.

  •  این اشكال نقضی است كه اگر آن فرد مقلد باشد. حال اگر مجتهد باشد كه دیگر مسئله افحش می‌شود. مجتهد مگر آن حكمی را كه پیدا می‌كند، آن حكم، حكم اللَه در حق او نیست؟ افرادی كه فرض بكنید كه این‌ها پیش یك ولی الهی در آنجا به تلمذ مشغولند. تتلمذ البته، تلمذ نداریم، مشغول به شاگردی به اصطلاح، به سلوك، به اطاعت از این‌ها هستند، و مجتهد هم هست ...، مجتهد یعنی چی؟ من خودم به آن حكم شرعی بر اساس علم و بر اساس مدارك و بر اساس مبانی، به آن حكم شرعی بنده رسیده‌ام، آن حكم شرعی با دستور ولی مخالف است، مجتهد باید چكار كند؟ پس نباید انجام بدهد دیگر. معنایش این است دیگر، اگر انجام بدهد با علم و با یقین او نسبت به یك مسئله‌ای مخالف در می‌آید، انجام ندهد، از دستور ولی در اینجا تخطی كرده، پس بنابراین راه سلوك بالكل دیگر بسته شد. پس اشكال از اصل غلط است، كسی كه می‌آید پیش ولی، شك كردن اصلا نداریم، كسی كه بخواهد شك بكند، اگر بخواهد شك بكند یعنی من این را قبول ندارم.