
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
25محاجه میكنیم! ما طلبهها، بله، آنقدر جسارت و جرأت داریم كه در مقابل امام معصوم بایستیم و محاجه كنیم!
خدا نیاورد آن روز را. كه آن روز، روز مرگ ما خواهد بود. مرگ و نابودی ما ... در مقابل امام علیه السلام بخواهیم مطلبی را بگوییم. بله، حضرت میفرماید بله، خودم دارم میبینم كه آنجا دارد آتش میرود بالا ...، ولی وقتی آن یكی میآید، هنوز ننشسته حضرت به او چه میفرمایند؟ قبل از اینكه سلام و علیك كنی و بنشینی، برو در آن تنور! اصلا نه چشمی و نه اعتراضی، یكسره سرش را میاندازد هارون ها! میرود در تنور، میرود آنجا مینشیند. مرد خراسانی اصلا وحشت میكند كه آه سوخت! جزغاله شد رفت هوا!
حضرت شروع كردند صحبت كردن، یك مطالبی از این طرف و از آن طرف و ذهن او هم منصرف شد. نیم ساعت گذشت، یكدفعه گفتند برو رفیقت را ببین دارد چكار میكند، رفت دید با آتشها دارد یك قل دو قل و از این بازیها میكند! این آتیشها را میاندازد بالا و میاندازد پایین. حضرت گفتند بگو بیاید بالا دیگر، بگو بیاید بنشیند، آمدند نشستند و ...
اراده الهی الآن به چه تعلق گرفته؟ رضای الهی به چه تعلق گرفته؟ اراده الهی به كلام امام صادق تعلق گرفته، این! این هرچه بگوید میشود شرع! درست شد؟ پس حالا شرع را فهمیدیم كه چیست؟ شرع عبارت است از كلامی كه معصوم بگوید، تمام شد. امری كه معصوم بكند، نهیای كه معصوم بكند، معصوم، نه غیر معصوم، متوجه شدید؟ آن امام! آن مسائل میشود شرع.
خیلی خب، حالا آمدیم سراغ اولیاء خدا، اولیاء خدا تكلیفشان چیست؟ نسبت به اولیاء خدا همانطوری كه در جلد دوم اسرار، بنده تا حدودی، البته تا حدودی، بنده راجع به آن مسئله بحث كردهام و خدمت رفقا هم عرض كردم كه مسئله اصلا بالاتر از آن است كه بنده اصلا جرأت برای تكلمش را حتی داشته باشم، اولیاء خدا، كلامشان و فعلشان و تصرفشان در تحت تصرف امام علیه السلام، نفس آن فعل امام علیه السلام خواهد شد. یعنی چه؟ یعنی فرض كنید اگر یك ولی الهی به یك شخص بگوید كه امشب تا صبح باید شما به نماز بایستید، یا به بیداری باید شما قیام كنید، یا فلان عمل را انجام بدهید، نخوابید، اگر ولی الهی یك همچنین مطلبی را بفرماید، صحبت در اینجاست، ببینید مطلب را دیگر خیلی دارم میآورم پایین اگر اطباء گفتند كه اگر بیخوابی بكشید برای شما خطر است و حرام.
