
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
15یكی از آن موارد بستن آب بود. وقتی كه آب را بستند، امیرالمؤمنین دستور دادند آمدند آب را باز كردند. وقتی كه باز كردند، آب به روی آنها بسته شد. آنها از آب محروم شدند. یك صبح تا شب طول میكشید، كار تمام بود. همه اسب ها از كار میافتادند، تشنگی بر آنها غلبه میكرد، افراد هم همینطور، آب نداشتند، با یك حمله همه را تار و مار میكردند و میرفتند به شام میرسیدند. خب چرا نكردند؟ حدّاقلّ میگوییم نمیكشتند، تسلیم كه میشدند. حالا كشتن فلان، تسلیم كه میشدند. چرا حضرت این كار را نكردند؟ پس مقصود گرفتن شام نبوده. متوجّه شدید؟ مقصود حركت به سوی یك هدف عالی، كه آن هدف عبارت است از اجراء آن مشیت الهی در این عالم، بوده است؛ كه در اجراء این مشیت الهی ما میتوانیم راه خودمان را پیدا كنیم. اگر به همین مسائل توجّه میشد، الآن مطالب به اینجا نمیرسید. اگر به همین قضایا توجّه میشد، آنوقت دیگر نمیآمدیم بگوییم كه: هركاری كه ما را به این نقطه برساند شرعا مجاز است!
نمیآمدیم این حرف را بزنیم. از این مطالب ما غافل بودیم كه اینچنین بر سرمان آمد. هركاری مجاز است؟ عجب! هركاری مجاز است! بسیار خب! اینها برای چیست؟ اینها برای این است كه ما به این پیامها توجّه نكردهایم. به این نكتهها نپرداختهایم. یك جنگ صفّین شنیدهایم. در یك شب علی پانصد نفر را انداخت. پانصد نفر را انداخت؟ خب یك كسی قوی باشد، اگر به جای امیرالمؤمنین كس دیگری بود. ما كه نمیگوییم: حالا حتما باید امام بر حسب ظاهر از همه زورش بیشتر باشد.
یك وقتی امام آن مقام امامتش را ابراز میكند؛ مثل اینكه امام باقر جلوی هشام بن عبدالملك تیر میگذارد در چلّه كمان و نُه تیر میزند، یكی میرود در سوراخ آن یكی؛ خب یك وقت این است، این معلوم است كه هیچ تیر اندازی اینطور نمیتواند این كار را انجام دهد. خب این معلوم است كه مسئله، مسئله امامت است. ولی خب امام باقر چه موقعی آمده تیر اندازی كرده؟! حالا فرض كنید این برود در آن، آن برود در آن، نُه تیر در هم فرو برود، آن هم نیفتند خب دومی زمین میافتد دیگر! حضرت همه این نُه تیر را هم مثل یك قطار راهآهن، نگه داشتهاند؛ هر تیری اگر ٧٠ سانت باشد، نُه تیر چقدر میشود؟ شش متر تیر همینطور وسط هوا ایستاده! خب این معلوم است كه قضیه، قضیه عادی نیست! حتّی نیفتاده روی زمین! درست؟ ولی یك وقتی نه، مسئله به حسب عادی است، وقتی عادی باشد، خب زور امام جواد علیه السلام و امام هادی در سنّ نه سالگی، آیا از زور رستم دستان بیشتر است؟ خب این كه دیگر چیزی نیست كه دیگه حالا ... بله، اعمال ولایت و اعمال امامت آن مطلب دیگر است، آن نیاز به زورآزمایی هم ندارد. یك نگاه كند، یك اراده كند ملك و ملكوت به هم میریزد. ولی به حسب ظاهر دلیل بر این نیست كه حالا فرض بكنید ... یكی میگفت كه امام چون امام است، باید از همه قشنگتر و زیباتر باشد!
