
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
11مسائل شوند.
علی كلّ حال اینها مسائلی و مطالبی است كه باید به این مسائل پرداخت. آنچه كه مورد توجّه است، نسبت به این مطالب، كه عرض شد خدمتتان، این بود كه خب این مطالب را ما مشاهده میكنیم، یعنی این كه احكام یك مسائل ضروری و بتّی دارد، و همه باید نسبت به آن اطاعت كنند، خب این یك مسئلهای است كه مطرح شده. از آن طرف یك مطالب دیگری هم وجود دارد. اینجا كه می رسیم كه میبینیم این فعل و این كلام منافی با اوست، میگوییم ما نمیدانیم؛ ثابت نیست. عین همین قضیه در همین روایات توحیدیه است. وقتی به اینجا میرسیم كه حالا أمیرالمؤمنین اینها را گفت، چه میفرمایید؟! داخل فی الأشیاء لا بالممزاجة، خارج عن الأشیاء لا بالمباینة، راجع به این چه میفرمایید؟
ما نمیفهمیم! معلوم نیست از نهجالبلاغه باشد!
خیلی هم كه بخواهند جسارت بكنند:
نهجالبلاغه سند ندارد!
ا؟ بقیه جاهایش سند دارد، این یك صفحهاش سند ندارد؟! این وصیت به مالك اشترش سند دارد، وصیت حاضرَینش سند دارد، یا نامه معاویه ... اگر قرار به این باشد، چه كسی گفته است نامه به معاویه حضرت درست است؟! اصلا بنده میگویم درست نیست! نه خیر! درآوردهاند! خب اگر قرار باشد آدم همینطوری از روی شكم بپراند، خب این در سایر جاها مچش گرفته میشود. همان كسی كه این را آمده در اختیار ما قرار داده، همان هم این روایت را در اختیار ما قرار داده است. آنوقت در این جاها كه میرسیم: ما نمیدانیم! ما خبر نداریم!
خب نباید هم بدانی! درسش را نخواندی، تو تا مسئله وجود را نفهمی، خارجٌ عن الأشیاء لا بالمباینة را نمیفهمی چه است. كه در عین اینكه این آب از این تنگ آمده در این لیوان، در عین حال با این اتّصال دارد. خب باید بخوانی؛ نخواندهای، میگویی نمیفهمیم، نمیدانیم، نیست!
روایات امام رضا كه دیگر سند دارد، آن را چه میگویی؟ روایات توحیدی موسی بن جعفر، آن كه دیگر نهجالبلاغه نیست، آن سند دارد ...
