حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
1أعوذ باللَه مِنَ الشّيطان الرّجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبىالقاسم محمّد
وعلى آل بيته الطّاهرين، و اللّعنى على أعدائِهم أجمعين إلى يوم الدّين
در استمرار صحبتهای گذشته، مبنی بر حجّیت فعل و كلام ولی، و عدم استناد آن به كتاب و سنّت، صحبت به مواردی رسید كه ما از اولیاء الهی، كه عبارت است از پیامبران و همچنین ائمّه معصومین علیهمالسلام، موارد قطعیه خلاف شرع مشاهده كردهایم، و در كتب، چه كتب سماوی، و چه روایات و تاریخ، برای آن، آثاری موجود است، مانند قضایای حضرت خضر علی نبینا و آله و علیه السلام و داستانِ حضرت ابراهیم علیهالسلام، و قضیه حضرت موسی علیهالسلام، و همینطور مواردی كه از ائمّه علیهمالسلام درباره موضوعاتی كه آن موضوعات با حكم بتّی و ضروری مِنالدّین مخالفت دارد. و عرض شد كه از این قبیل موارد زیاد است.
بعضی از مطالب دیگر هم عرض میشود تا بعد برویم سراغ حلّ مسئله، گرچه روش بنده در صحبت، بر این است كه در ضمن طرح اشكال از باب آشنائی ذهن و آشنائی فكر نسبت به مطلب، اشاره به حلّ هم دارم. چون مطلب فوق العاده حساس است، خیلی مهم است و چه بسا سوءاستفادههایی كه ممكن است از طرح این قضیه، برای خیلی از افراد بشود، كه شده، و آنها بر طبق سلیقه خود، مسائلی را مطرح كردهاند.
قضایایی كه برمیگردد به مسائل اجتماعی و احكامی كه به مسائل سیاسی و حكم حاكم در این زمینه و نفوذ حكم ولی فقیه نسبت به موارد، چه موارد خاص و چه موارد عام، ریشه همه به این مسئله بر میگردد كه آنطوركه باید و شاید ما به معنا و مغزای مسئله هنوز نرسیدهایم. لذا شما مشاهده میكنید مطالبی مشهود است كه اصلا به طور كلّی برای آن هیچ توجیه شرعی و معنای مستند فقهی نمیشود برای آن پیدا كرد. البته جای این قضیه در ولایت حاكم و همینطور ولایت فقیه هم هست، و انشاءاللَه اگر خداوند توفیق عنایت كند، بنده در آن رساله معروفه مرحوم والد رضوان اللَه علیه این مطالب را توضیح خواهم داد. البته خب در آنجا یك مقدار فنّیتر و تخصصیتر خواهد بود.

