
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
31صحبت بكند و مطلب هم تمام نشود! باز هنوز ... خب این چیست؟ این معلوم است كه از یك جای دیگر دارد ساپورت میشود! از یك جای دیگر دارد این مسائل میآید. عین همین مطلب است. وقتی رسول خدا میفرماید: دنبال اسامه بروید، این چیست؟ این یا اسامه را بر میگرداند، یا اگر برنگرداند، این اسامه به همان راه برود، بالاخره آن جریاناتی كه اتفاق میافتد، باید به صلاح خود فرد باشد.
اگر پیغمبر ما را امر به یك مسئلهای بكند و این مسئله بر خلاف تشخیص ما هم باشد، و بعد هم معلوم بشود كه آن مسئله به ضرر ما بوده، به فساد ما بوده روشن بشود، نه اینكه صرفا از جهت ظاهر این امر از رسول خدا محال است. این امكان ندارد. درست شد؟ این است.
و این قضیه انشاءاللَه فعلا بماند، بعدا در شبهای دیگر كه صحبت در شبهای آتی به اینجا میرسد كه انسان در بعضی از اوقات میبیند كه كلام ولی خدا یك دفعه در خارج مخالف درآمد، پس این قضیه چیست؟ آنجا عرض میكنم كه مخالفتی نیست! ما خیال میكنیم مخالف است، ولی در واقع مخالفتی نبوده است. حالا فعلا یك قدری صبر بكنیم راجع به این مسئله تا این كه بعد میرسیم راجع به این مسائلی كه میبینیم دو جور صحبت كردنها، سال گذشته یك جور، الآن یك جور، یا مطالب خلاف ظاهری كه انسان میبیند كه آنها چطور اینها را انجام میدهند، یا تغییر فتوایی كه انسان مشاهده میكند، دیگر این مسائل، مسائل فنّی است كه بعد از گذران از این قضیه ما به آنها باید بپردازیم. فعلا این مطلب روشن بشود، بعد آنها.
از جمله مواردی كه ما مشاهده میكنیم كه ائمّه بر خلاف حكم ضروری شرع عمل كردهاند، داستان حدّ است. بسیاری از موارد اتّفاق افتاده كه یك شخص بر او یك حدّ مترتّب است، ولی امام علیهالسلام او را مورد عفو قرار داده. خیلی موارد ما داریم. مثلا فرض كنید كه یك شخص كار خلافی كرده، كه مثلا حدّش عبارت است از یا از كوه پرت كردن، از یك بلندی انداختن، یا گردن زدن، و یا در آتش سوزاندن. چون خیلی كار، كار قبیحی است. خب ما داریم، و مسلم در قضاوتهای امیرالمؤمنین، در تاریخ احكام أمیرالمؤمنین هم مسئله بوده است. یك جوانی آمده، اشتباهی كرده، و فلان و اینها، بعد به امیرالمؤمنین عرض میكند یا علی! قبل از اینكه آتش قیامت مرا دریابد، مرا تو پاك بگردان. حضرت فرمودند بسیار خب. این حكم، حكمی است كه از طرف خداست و باید انجام بشود. و شخص اجازه میگیرد و دو ركعت نماز میخواند و خودش وارد آتش میشود! در كتب، كتب قضاوتهای أمیرالمؤمنین، احكام أمیرالمؤمنین اینها بیان شده است. همین كه میرود در آتش، یك دفعه خیلی انقلابی پیدا میشود برای افراد، حضرت او را بیرون میآورند، و میگویند حالت تو و گریه تو، ملائكه را به گریه در آورد، بیا بیرون كه مورد عفو پروردگار قرار گرفتی. چرا؟ چرا حكم شرعی نباید جاری بشود؟ حكم شرع در اینجا چیست؟ بسوزد! باید بسوزد. چرا سایر افراد بسوزند، یك شخصی فرض كنید همچنین خلافی كرده باید بسوزد، یا با شمشیر گردنش زده بشود؛ چرا أمیرالمؤمنین این كار را انجام داد؟ خب این معلوم است كه حكم، حكمِ بر خلافِ شرع است [ظاهرا] و ما خیلی میبینیم. ما در احكام خیلی موارد میبینیم. و همین یكی از علل مهمّهای است كه این همه من میگویم فقیه باید به رمز احكام پی ببرد. این
