حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
3معاملات محرّمه، محلّله و امثال ذلك، اینها امورِ ضروری و امور بتّی است كه همه باید نسبت به آن امور، تواضع داشته باشند و گردن بنهند، مخصوصا خودِ امام علیهالسلام. امام از همه افراد باید نسبت به احكام الهی تعبّدش بیشتر باشد. التزامش بیشتر باشد. این یك مسئله بدیهی است كه هرچه انسان معرفتش نسبت به حكم واقعی و حكم الهی بیشتر است، طبعا اهتمام و التزامش باید بیشتر باشد. این مطلب یك مطلبی است كه معلوم است.
و در اینگونه موارد تا میگویند كه امام باقر یا امام صادق یك همچنین حكمی كردند، یك عدّه میگویند ما نمیدانیم! ما نمیدانیم مسئله چیست! خبر نداریم، یا اینكه قضیه، خیلی قضیه روشنی نیست، یقینی نیست، خبر خبر واحد است،
خب این چطوری میشود؟! بر فرض كه ما آمدیم با اینگونه توجیهات رافعِ مسئولیت ... آخر ما یك وقت توجیهی میكنیم مطلب را روشن كنیم، یك وقت با توجیه مسئولیت پاسخگویی را از خودمان بر میداریم. دو جور توجیه داریم! میگویند نیازی به این علوم نیست، نیازی به علوم الهی نیست، نیازی به فلسفه نیست؛ فلسفه از یونان آمده! نمیدانم از كجا آمده! تا ما علوم اهلبیت را داریم نیازی به این مطالب حالا با عبارتهای خیلی سخیف هم بیان میشود نداریم. تا ما اهلبیت را داریم، نیاز نداریم كه به سراغ علوم یونانیین و اینها برویم.
خب بله، تا ما اهلبیت را داریم نیاز نداریم به مسائل ریاضی و اینها فرض بكنید كه مراجعه بكنیم! پس ریاضی را هم كنار بگذاریم، فیزیك را هم كنار بگذاریم، مسائل شیمی و اینها را هم كنار بگذاریم؛ طبّ را هم كنار بگذاریم! همه را كنار بگذاریم دیگر! جرّاحی قلب باز كه از امام صادق به دست ما نرسیده! خب اینها را هم كنار بگذاریم دیگر! عمل چشم كاتاراكت [آب مروارید] كه از امام رضا و امام صادق به دست ما نرسیده است.
خیلی مسائل، مسائل سخیف، و پیش پا افتاده و عوامانه؛ اینطور میتوانیم بگوییم؛ از افرادی كه توقّع از آنها نیست. بیش از این توقّع از آنها است. ولی خب همیشه هوچی بازی بوده و برای رفع مسئولیت به این عبارات تمسّك میشده، و این هم اختصاص به اینجا ندارد. از همان زمانهای سابق بوده است.

