
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
29نهفته باشد. حالا مطلب بر میگردد، برگردد!
اگر این اسامه میرفت صحبت اینجاست اگر این اسامه میرفت و وارد در جنگ میشد، صحبت من این است كه اسامهای كه از طرف رسول خداست، حالا دیگر آن اسامه عادی نخواهد بود. خودِ رسول خدا مطالبی را به او القاء میكند. اگر این اسامه همان اسامه عادی باشد كه ممكن است در فكرش اشتباه باشد، ممكن است در رفتارش اشتباه باشد، ممكن است در كردارش اشتباه باشد، در كیفیت تصمیمگیری و اینها اشتباه داشته باشد، اگر این اسامه باشد، این كلام رسول خدا لغو خواهد بود؛ بدون توجیه خواهد بود، كه یك فرد عادی با شرایط عادی و بدون هیچگونه صلاح در این، ایجادِ صلاح در این فرد، رسول خدا یك كاری انجام داده است. خب در این صورت این عمل رسول خدا با عمل سایر افراد دیگر چه تفاوتی میكند؟ فرق نمیكند. دیگر تفاوتی ندارد. همان كاری كه سایر افراد میكنند، همان كار را هم او دارد انجام میدهد.
آنچه را كه من عرض كردم، شرطش این است: اگر رسول خدا یك امری را میكند، از یك طرف انسان به هیچوجه نباید دخالت بكند چرا این كار را كردی، این به جای خود از آن طرف اگر رسول خدا یك امری میكند، قطعا آن امر به صلاح ما خواهد بود. درست شد؟ یا عوض میكند آن فرد را، و او را بر میگرداند، مثل اینكه فرض بكنید كه دو به اضافه یك میشود چند؟ سه. اگر رسول خدا میخواهد دو به اضافه یك چهار بشود، باید یك لیوان بغل این ایجاد كند. نمیشود رسول خدا، همین شرایطی كه الآن هست: این یك لیوان، این یك تنگ، این هم فرض كنید كه یك پارچ، این هم یك ظرف؛ همین یك پارچ باشد، یك ظرف باشد، یك لیوان باشد، در عین حال شما چهارتا ببینید. این نمیشود. این چه است؟ این محال است. بنابراین هر دو درست است. هم آن مطلب، كه وقتی حضرت میفرماید دنبال اسامه بروید، این دنبال اسامه بروید، یك مصلحتی در آن هست، كه یا رسول خدا آن اسامه را به یك اسامه دیگری تبدیل میكند، حالا كه تبدیل كرد، خب این یك اسامه دیگر است.
