
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
27میگویند: آقا این رَحِم ندارد!
میگوید: شما از من پسر میخواهید یا رحم میخواهید؟! رحم ندارد كه ندارد. شما از من پسر میخواهید! بیا این را بخور و بعد از نُه ماه دیگر ...
حالا چطوری شد این را دیگر ما نمیدانیم! اینها هم شاگردان امام رضا هستند دیگر! آن امام رضا دیگر وقتی به آن كیفیت بكند، خب این شاگردانش هم یك چیزهایی بلدند لابد! تازه اینها عارف نیستند! اینها اهل معنا هستند، اهل دلند، اهل باطنند، ولی باز عارف یك چیز دیگر است. او اصلا در یك فضای دیگر است. گفت: شما كه از من رحم نمیخواهید، پسر میخواهید، بیایید این هم پسر! گفته بوده، گفته بود: خب دختر دوست دارید یا پسر؟ كدامشان را میخواهید؟ كه از همین الان تكلیفمان روشن بشود چكار میخواهیم بكنیم!
گفتند نه، ما پسر خیلی دوست داریم.
گفت: خیلی خب! برو آقا یك پسر كاكلزری برایت خلاصه نه ماه دیگر در میآید. و میگفت: الآن زنده است. خلاصه به اصطلاح كرامت مرحوم شیخ حسنعلی الآن حیات دارد و زنده است. خب مسئله اینجاست.
یعنی جمع بین قضیه و رفع اشكال این است: آن مطلب كه بنده عرض كردم كه باید حتما كلام امام مقتضای مصلحت باشد، آن برای این است كه امام یا پیغمبر، یا ولی الهی از این نظر فرق نمیكند مطلبی را كه برای انسان تجویز میكند، مسئلهای را كه انشاء میكند، مطلبی را كه بر انسان تكلیف میكند، آن قطعا باید در راستای یك مصلحت و در راستای تقرب انسان به پروردگار و به عبور و اصلاح باشد. این مسئله در جای خودش محفوظ. بنابراین این را باید توجّه كرد اگر انسان مطلبی را دید، از یك بزرگی، حالا چه پیغمبر، چه امام علیهالسلام، چه یك ولیای، كه با موازینی كه در ذهن دارد نمیسازد. مثل اینكه پیامبر بگویند: جهّزوا جیشَ أسامة. بلند شوید دنبال اسامه بروید. چه كسانی باید دنبال اسامه بروند؟ خالد بن ولید كه اصلا خودش فرمانده لشكر بوده است. یعنی اسامه در كنار خالد بن ولید یك جوجه هم به حساب نمیآید!
