
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
23و این تنگ و این ظرفی كه زیرش هست، اینها سه واحد جدا هستند، پس دو به اضافه یك میشود سه. حالا شما بگویید نه، امام اگر امام است، میتواند دو به اضافه یك را بكند چهار! آن یك دیگرش كجا بود؟ از كجا درآمد؟ بله، امام میتواند یك لیوان مانند این اضافه كند. این را میتواند. امام میتواند یك تنگ مانند این اضافه كند، یك تنگ به اضافه این بشود چهارتا ولی همین تنگ، همین ظرف، همین لیوان، این دو، به اضافه این بشود چهار، امام هم نمیتواند این كار را بكند.
نه اینكه حالا چون امام امام است، چون قدرت بیشتری دارد ... عرض كردم یك وقتی امام ایجاد میكند، امام رضا علیهالسلام شیر در پرده را تبدیل به شیر واقعی كرد. یك شیر سیصد كیلویی! چنگ انداخت، كله آن مردك را برداشت همه را داد در شكمش! آن شخصی كه آنجا بود و گماشته مأمون بود. این قضیه راجع به موسی بن جعفر هم نقل شده است. امام در اینجا شیر ایجاد كرد. از توی باغ وحش شیر را نیاورد. هیچ شیر باغ وحشی تكان نخورد. یعنی اگر آن موقع میرفتید باغ وحشهای دنیا را میدیدید، میدیدید همه شیرها سر جایشان هستند. در بیابانهای افریقا و هند و اینطرف و آنطرف هم اگر میرفتید، باز میدیدید شیرها تكان نخوردهاند. اگر اینجا در این بیشه پانزده شیر بوده، الآن هم هست. امام رضا یك شیر از آنجا به مرو نیاورد، نه. حضرت به آن شیر پرده فرمود: یا أسداللَه! خذ عدوّ اللَه! ای شیری كه تو در مقام عبودیت خدا هستی و تواضع داری برای حكم ولی خدا كه من هستم اسد اللَه یعنی این دیگر! این دشمن خدا را بگیر!
وقتی آن پرده تبدیل به شیر شد، پرده روی دیوار دیگر سفید بود. دیگر نقش شیر نداشت. حضرت به آن نقش وجود داد. نقش كه وجود ندارد. یك گرم هم وجود ندارد. حالا آن رنگی كه به آن پارچه مالیدهاند بگوییم یك گرم وزن داشته باشد. این سیصد كیلو از كجا آمد؟ سیصد كیلو! آخه یك گرم كه نمیتواند او را بخورد. این شیر سیصد كیلویی رفت و به حضرت یك نگاه كرد و گفت: كار مأمون را هم یكسره بكنم؟!
