
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
21یك وقتی امام آن مقام امامتش را ابراز میكند؛ مثل اینكه امام باقر جلوی هشام بن عبدالملك تیر میگذارد در چلّه كمان و نُه تیر میزند، یكی میرود در سوراخ آن یكی؛ خب یك وقت این است، این معلوم است كه هیچ تیر اندازی اینطور نمیتواند این كار را انجام دهد. خب این معلوم است كه مسئله، مسئله امامت است. ولی خب امام باقر چه موقعی آمده تیر اندازی كرده؟! حالا فرض كنید این برود در آن، آن برود در آن، نُه تیر در هم فرو برود، آن هم نیفتند خب دومی زمین میافتد دیگر! حضرت همه این نُه تیر را هم مثل یك قطار راهآهن، نگه داشتهاند؛ هر تیری اگر ٧٠ سانت باشد، نُه تیر چقدر میشود؟ شش متر تیر همینطور وسط هوا ایستاده! خب این معلوم است كه قضیه، قضیه عادی نیست! حتّی نیفتاده روی زمین! درست؟ ولی یك وقتی نه، مسئله به حسب عادی است، وقتی عادی باشد، خب زور امام جواد علیه السلام و امام هادی در سنّ نه سالگی، آیا از زور رستم دستان بیشتر است؟ خب این كه دیگر چیزی نیست كه دیگه حالا ... بله، اعمال ولایت و اعمال امامت آن مطلب دیگر است، آن نیاز به زورآزمایی هم ندارد. یك نگاه كند، یك اراده كند ملك و ملكوت به هم میریزد. ولی به حسب ظاهر دلیل بر این نیست كه حالا فرض بكنید ... یكی میگفت كه امام چون امام است، باید از همه قشنگتر و زیباتر باشد!
گفتم: پس چرا حضرت یوسف امام ما نشد كه آن معروف به زیبایی و جمال بود؟! این حرفها چیست؟ ائمّه عادی بودند. خب شمایل آنها هم فرق میكرد. اصلا خود امام حسن زیباتر از امام حسین بودهاند. نه، حتما باید امام حسین چون كربلا آمده و جریان كربلا را دارد، باید زورش از همه بیشتر باشد!، نمیدانم جمالش، زیباییاش، از همه دنیا باید بیشتر باشد! یك همچنین چیزهایی نیست، یك همچنین مسائلی نیست. ائمّه عادی بودند. خود ائمّه شمایلشان متفاوت بود. امام صادق از نظر چهره فرق داشتند. امام صادق ظاهرا و امام سجّاد از نظر چهره تفاوت داشتند با سایر ائمّه از نظر رنگ چشم و اینها، اینها فرق داشتند. چون امام سجّاد كه فرزند شهربانویه بود، دختر یزدگرد، و امام صادق هم علّت دیگری لابد داشته. اینها یك چیزهای طبیعی و عادی است، حالا انسان بخواهد معرفتِ امامش را به این چیزها بداند، به این مسائل بخواهد معرفت پیدا كند [صحیح نیست].
