
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
19دلیل نیست كه انسان هرجا برود ظاهراً پیروز بشود.
اصحاب سید الشهداء هم به حسب ظاهر كشته شدند دیگر. حالا ما اسم این را شكست میگذاریم؟! امام حسین رفت در كربلا و شكست خورد! در مقابل لشكر یزید شكست خورد! خیلی حرف غلطی است. شكست یعنی چه؟ امام حسین با اهلبیت و یارانش به دنبال مسئولیت، و به دنبال تعهّد و به دنبال تكلیف به كربلا رفت و به آن رسید. این رسیدن، یا با زنده ماندن است، یا با شهادت است. شكست معنا ندارد. شكست یعنی چه؟! شكست نداریم. این رسیدن به آن مقصود، یا با غلبه و از بین بردن و فراری دادن لشكر كفر و لشكر شیطان است، یا با غلبه آنها به حسب ظاهر، و كشته شدن و شهید شدن است. هردویش یكی است. تفاوتی ندارد. هردویش یكی است.
امیرالمؤمنین علیه السلام به جنگ صفّین رفت، و به آن منظور كه رسیدن به شام و از بین بردن معاویه و غلبه بر معاویه بود، حضرت نرسید. نرسید دیگر، دیدیم كه نرسید. ولی آیا حضرت شكست خورد؟! نه، شكست نخورد! حضرت وظیفهاش را رفت انجام بدهد، و تكلیف برای او تا اینجا بود. بیش از اینجا نبود. بیش از اینجا نبود. رفت تا اینجا. فلهذا حضرت خودش كاری انجام میدهد كه خود آن مقصود ظاهری، آن مقصود انجام نشود. مواردی عرض كردم در جنگ صفّین اتفاق افتاد، اگر حضرت آنها را انجام میداد، به عنوان یك فرمانده جنگی، به عنوان یك نقشهكش امور جنگی، جنگ به نفع امیرالمؤمنین قطعا تمام بود، ولی حضرت آنها را انجام نداد. ما اگر بودیم چه میكردیم؟ انجام میدادیم دیگر. میرفتیم انجام میدادیم.
یكی از آن موارد بستن آب بود. وقتی كه آب را بستند، امیرالمؤمنین دستور دادند آمدند آب را باز كردند. وقتی كه باز كردند، آب به روی آنها بسته شد. آنها از آب محروم شدند. یك صبح تا شب طول میكشید، كار تمام بود. همه اسب ها از كار میافتادند، تشنگی بر آنها غلبه میكرد، افراد هم همینطور، آب نداشتند، با یك حمله همه را تار و مار میكردند و میرفتند به شام میرسیدند. خب چرا نكردند؟ حدّاقلّ میگوییم نمیكشتند، تسلیم كه میشدند. حالا كشتن فلان، تسلیم كه میشدند. چرا حضرت این كار را نكردند؟ پس مقصود گرفتن شام نبوده. متوجّه شدید؟ مقصود حركت به سوی یك هدف عالی، كه آن هدف عبارت است از اجراء آن مشیت الهی در این عالم، بوده است؛ كه در اجراء این مشیت الهی ما میتوانیم راه خودمان را پیدا كنیم. اگر به همین مسائل توجّه میشد، الآن مطالب به اینجا نمیرسید. اگر به همین قضایا توجّه میشد، آنوقت دیگر نمیآمدیم بگوییم كه: هركاری كه ما را به این نقطه برساند شرعا مجاز است!
