
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
13میدانیم؟! به قول معروف اظهار لحیه كنند؟!
خب الحمدلله ما لحیهاش را هم نداریم كه بخواهیم چیزی اظهار بكنیم! اظهار لحیه میخواهند بكنند كه ما یك چیزهایی میدانیم كه شماها نمیدانید؟! یعنی چه؟! این حرفها یعنی چه؟! چرا باید به این توجیه بشود؟! درست!
آنوقت نسبت به اینها هم همینطور. این مطالبی كه از ائمّه آمده اینها را ما نمیدانیم. یا در قضیه خضر: ما نمیدانیم!
اگر نمیدانیم، پس چرا خدا گفته؟! اگر خدا قضیه خضر را نمیگفت عبارت كم میآورد؟! این همه داستان داریم. چرا خدا قضیه خضر را در قرآن مطرح كرده است؟! چرا؟ چرا خدا قضیه حضرت ابراهیم را در قرآن مطرح كرده است؟ چه انگیزهای از این مسئله داشته است؟ انگیزه این است كه فهم ما بالا برود. دیگر ما مطالب را كلیشهای در ذهن نیاوریم. مطالب مكرّر گذشتگان را تكرار نكنیم. افق دید ما به مطالب جدیدی باز بشود، از فقه و شریعت مطلب جدیدی را درك بكنیم. اینها مسئله است. نه اینكه خدا بیاید در قرآن یك قضیه خضری را بگوید كه همه دنیا بردارند به قرآن حمله كنند:
اینهم قرآن مسلمانها! آدم شصت ساله بلند میشود بچه ده ساله را میكشد میاندازد كنار. این هم شد قرآن؟ مگر الان نمیگویند؟
خب در قرآن است دیگر! (فَقَتَلَهُ)1! قتله یعنی چه؟ یعنی نوازشش كرد؟ فَنازَه؟! فارسی عربیاش میكنیم! نازَهُ! نازش كرد؟! قَتَلَه! كشتش! قتل به چه میگویند؟ روح از بدن جدا شدن. بچه ده ساله چه گناهی كرده؟ بابا زدی كشتیش!
ما نمیدانیم!
چرا نمیدانی؟ خب باید بدانی! این دانستن مال امشب است. مال اینجاست. كه ما بیاییم و اصل و اساس شریعت، ملاكات احكام، عالم انشاء، تنجّز، فعلیت، اینها را بیاییم بیان كنیم. كه اینها مال شبهای دیگر است؛ بیان شود.
همانطور كه خدمت رفقا عرض شد، مطالبی كه عرض شد، به خاطر حسّاسیت و اهمّیتش، طبعاً در هر جلسهای ممكن است اشكالاتی به وجود بیاورد، سؤالاتی به وجود بیاورد. و البته میآید، یعنی در سؤالاتی كه برای بنده میآید، معلوم میشود دوستان پیگیر این مطالب هستند، و بعد اینها را سؤال میكنند، و بعضیهایش را خب به طور اجمال بنده جواب میدهم و بعضیهایش را هم خب سعی میكنم در مجلس بعد این سؤالات را مطرح كنم.
- سوره الكهف (١٨) آيه ٧٤.
