
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
8بنده یك مثال میزنم: این درسهایی كه حالا ما خواندهایم، ده سال، پانزده سال، بیست سال یا بیست و پنج سال درس خواندیم، سی سال یا چهل سال! بله بنده حدود چهل سالی است كه به همین مسائل اشتغال دارم، چهل سال هم كه كم نیست، تقریباً زمان معتنیبه است، یك موقعیت معتنیبه است كه در این مدّت چهل سال بنده میتوانم بگویم كه همیشه بر معلوماتم تا به حال اضافه میشده است، همه همینطورند هر كسی در رشته خودش بخواهد درس بخواند همین است دیگر، شما اگر هر روز یك ساعت كتاب مطالعه كنید بالاخره یك ساعت اضافه میشود، یك چیز طبیعی است دیگر! فخر و افتخاری نیست یك مسئله طبیعی است، بنده با این تجربهای كه الان در این چهل سال به دست آوردم، با این میزان معرفتی كه الان در این چهل سال در من حاصل شده، با این خصوصیاتی كه بنده نسبت به مبانی دین، نسبت به احكام، نسبت به تكالیف برایم به دست آمده، همین امشب، شب پنج شنبه، حضرت امام زمان علیهالسّلام را ملاقات كنم، به همینصورت و موقعیت ظاهر حضرت تشریف بیاورند اینجا، بنده در قبال ایشان چه حالتی باید داشته باشم؟ شما بگویید چه حالتی باید داشته باشم؟
آیا باید خودم را در قبال ایشان فرض كنم یك آقای طهرانی با چهل سال سابقه علمی و تجربه علمی و مطالعه كتب فقهی و استدلالات و احتجاجات و رفتن به درسها و تعلّم و تعلیم و مسائل فلسفه و عرفان و اصول و فقه و ادبیات و ... با یك همچنین شخصیتی باید با امام علیهالسّلام برخورد كنم؟ خاك بر سر من! كه بخواهم در قبال امام چهل سال كه سهل است، یك ثانیه! برای خودم تجربه علمی و تجربه معرفتی بخواهم بهحساب بیاورم من آدم نیستم! من انسان نیستم! چرا؟ وقتی كه پای امام میآید وسط كار؛ تمام!! هیچ دیگر وجود ندارد، و این نه تنها نسبت به من، نسبت به دكتر و پزشك هم همینطور است، وقتی امام علیهالسّلام یك پزشك، یك طبیب، حتّی یك طبیبی كه پنجاه سال سابقه پزشكی دارد، خیلی خوب در همه چیز، در مسائل داخلی و متخصّص و فلان، همه به جای خودش محفوظ، امّا وقتی كه با امام علیهالسّلام ملاقات میكند، با امام برخورد میكند چه حالتی باید داشته باشد؟ من طبیبم! من پزشكم! من این همه سابقه دارم، من این همه ... اینطور باید برخورد كند؟ یا نه، هر چیز تا به حال بوده است یك دیلیت (حذف) میكند و تمام شد؟ صاف، صفر، صفر شدی؟ «سلام علیكم، یا ابن رسول اللَه چه میفرمایید؟ حضرت میفرمایند: «برو این را بخور!» میگویی من پزشكم، این برایم خوب نیست؟! این را میگویی؟! یا نه دیگر، این برایم خوب نیست برای چه زمانی است؟ برای غیر از وجود امام علیهالسّلام است، امام را اگر ندیدی، بسیار خوب، این برایم بد است، این برایم خوب است، این دوا مضر است، این دوا مفید است، برای چه زمانی است؟ زمانی كه ما به امام دسترسی نداریم، وقتی به امام دسترسی نداریم همه این مسائل هست.
