
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
4بنده خودم شاهد بودم در زمان سابق یكی از افرادی كه شخص فاضلی هم بود در ایام عاشورا و حتّی در برخی از ایام دیگر در مسجد قائم ایشان صحبت میكردند، حرفهای خوبی هم میزدند ولی خب با این مسائل عرفانی و فلسفی سر ناسازگاری داشتند، ولی ایشان در جای جای منابر خودشان از اشعار مولانا جلال الدّین رومی برای تأیید مطالب استفاده میكردند و با صدای بلند این اشعار را میخواندند، خب اگر این آدم، آدمِ منحرفی است چرا شما اشعارش را میخوانید؟ اگر این آدم آدمی است كه نباید مورد توجّه قرار بگیرد، چرا نقل محافل شما این اشعار حضرت مولانا و مثنوی معنوی اعلی اللَه مقامه و قدّس اللَه سرّه است؟! از كجا؟ از یك طرف ما میآییم و نسبت به این بزرگان اسائهی ادب میكنیم، جسارت میكنیم، جرأت به خرج میدهیم، از طرف دیگر برای تأیید مطالب و گرمی مجالس از اشعار و بیانات آنها استفاده میكنیم! این تناقض است.
علیكلحال اینگونه افراد منظور نیست، بلكه منظور بنده آن شخصی است كه دستورش و كلامش و صحبتش منبعث از یك اتصال قلبی و اتصال سرّ با نفس ولی مطلق و امام حی علیهالسّلام دارد و خصوصیات این فرد مشخّص است، بزرگان در كتبشان نقل كردند و هر آدم بی سر و پایی نمیتواند مدّعی این موقعیت و این مقام باشد، حال چه آن فرد، فرد معروفی باشد و در بین افراد مشخّص و مشهور باشد، مانند بزرگان از اهل معرفت و عرفان، مرحوم آخوند ملّا حسینقلی همدانی كه انسان شكی در مصداقیت ایشان نسبت به این موقعیت ندارد و همه بزرگان این مسئله را تأیید میكردند، مانند مرحوم سید علی شوشتری، مرحوم سید احمد كربلایی، مرحوم قاضی، مرحوم آقا میرزا جواد ملكی تبریزی و استاد مرحوم آقا حضرت آقای حدّاد رضوان اللَه علیه و شخص ایشان و افراد دیگری كه حالا لزومی ندارد كه انسان اسم همه را ببرد، خواجه حافظ شیرازی كه در بالاترین مقام از معرفت قرار گرفته، ابن فارض مصری كه ایشان هم به همین مراتب نائل شده بود، حضرت مولانا جلال الدّین رومی كه قطعاً مصداق برای یك همچنین رتبه و یك همچنین به اصطلاح موقعیتی بوده است و بسیاری دیگر از بزرگان از اهل معرفت كه اینها معروف بودند و مشهور بودند و خیلی از آنها همناآشنا بودند، مانند همان شخصی كه آمد و مرحوم سید علی شوشتری را امر به ترك مناصب ظاهری و رتق و فتق امور كرد.
