
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
22این همان ذوالثدی بود كه تمام غائله نهروان زیر سر این آدم بود، یك منافق عجیبی بود. جاهایش را عوض میكرد، میرفت بیرون مدینه، میآمد در مدینه، گاهی بود، گاهی نبود؛ اصلًا یك فتنهگر عجیبی بود. خب، اینها باید به پیغمبر بگویند كه یا رسول اللَه! این كه هنوز كاری انجام نداده چرا میگویی بكشیدش؟ در حالیكه كسی نمیتواند یك همچنین حرفی بزند. پیغمبر میفرماید: «برو بكش.» باید بروی بكشی. امام صادق علیهالسّلام نشستهاند، آن مرد خراسانی میآید (این را كه همه نقل میكنند) میگوید: «یا ابن رسول اللَه! الان شیعیان شما منتظرند، آمادهاند برای قیام و ...» حضرت میفرمایند: «شیعیان ما آماده برای قیام هستند؟ بسیار خب، فلانی! بلند شو بیا آن تنور را آتش كن، بلند میشوند میآیند و آن تنور را آتش میكنند، این آتش همین طوری میرود بالا، حضرت به او میفرمایند: بلند شو برو داخل این تنور!
چرا این شخص به حضرت اعتراض نكرد كه یا ابن رسول اللَه چرا داری مرا به كشتن میدهی؟ میخواهی مرا جزغالهام كنی؟! چرا به حضرت اعتراض نكرد؟ این حكم شما بر خلاف حكم اسلام است، البته اعتراض كرد، منتها نه اینطور این حكمی كه الان شما میكنید بر خلاف حكم اسلام است، آیه قرآن میگوید «وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» خودتان را به هلاكت نیندازید، شما الان به من میگویید، بروم آنجا جزغاله بشوم! این شخصی كه الان به امام علیهالسّلام میگوید یا ابن رسول اللَه! از جان ما چه میخواهی، برداشت گفت: «از ما یكی دست بردار و نمیدانم كوتاه بیا و ...» اگر بداند كه میرود در تنور و آتش او را نمیسوزاند كه نمیآید به امام اعتراض بكند؛ خب بلند میشود میرود، ما هم باشیم میرویم.
پس بنابراین با علم به اینكه رفتن در این تنور مساوی است با مردن، كشته شدن و سوختن، با علم به این مطلب، به امام اعتراض میكند «یا ابن رسول اللَه! چه میفرمایید؟ بروم آنجا، میمیرم!» حضرت میگویند: «نخیر، پس زنده میمانی؟! من هم میخواهم تو بمیری! مگر نمیگویی ما خودمان را فدا میكنیم؟ خب بسم اللَه! این گوی و این میدان، این حوض و این هم آبش، بلند شو برو شنا كن دیگر. تو كه خودت را داری فدا میكنی و میگویی ما فدایی هستیم؛ در همین حال و هوا هارون مك ی وارد میشود، سلام میكند به حضرت، حضرت جواب سلامش را میدهد و میفرمایند: «برو داخل تنور.» او نه یك كلمه میپرسد یا ابن رسول اللَه! برای چه بروم؟ نه میگوید یا ابن رسول اللَه! میسوزم یا نه؟ نه میگوید یا ابن رسول اللَه! حالا بروم آنجا قضیه چه میشود؟ ابداً! امام فرموده برو، خداحافظ، رفتیم.
